سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 مهر 1398
    21 صفر 1441
      Saturday 19 Oct 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        شنبه ۲۷ مهر

        حالم خوب نیست

        شعری از

        هومن کوچک پور

        از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۷۵۲۹
          بازدید : ۲۳   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر هومن کوچک پور

        ماورای قطره لرزان،اشک هایم
        میان خشت ،خشت زندگیم
        شعر ها می نویسم...
        با پروانه ایی در مشتم
        به جان  دشت آواز می دهم...
        بی چراغ...
        در پس کوچه های شغال زده
        بی ثمر....
        پاییز را جستجو می کنم
        هنوز...
        سرقرار همیشگی مان...
        هر چند احمقانه...قلبم چنگ میزند لحظه ها را
        برای یک عطر آشنا..
        دلخوش تصویر تو به تمنای پهنای اشک و لبخند
        سراب وار....
        کویر را سرسبز می بینم
        قصه بی نبض می بافم...
        نامه های بی نشانی را پست میکنم
        سلام های بی جواب راپی خواستنت،در آغوش میگیرم
        تلخ است...
        ساکن دریا بودن...
        امواجی به بلندای حرف هایی برای نگفتن
        به جای تو،مرغ عشق های اسیر ذهنم با من میخندند
        با من گریه می کنند...
        با من پیر می شوند...
        حالم بد است...لعنتی
        روحم در جسم تو صوفیانه رقص می کند
        گم شده ام میان رها کردن هایت
        دیگر فرقی ندارد...
        بود و نبودنت هایت
        سهم من رقص ذرات آب،میان ابر ها
        روی کابوس انتظار ست ...
        کائنات چه تلخ مرا عوض کرده است....
        چمدانم پر از سیاهچاله های فتح نشده است...
        نه در دنیای تو خوش میگذرد...
        نه بی تو روزگار روی خوش دارد...
        دلتنگم...
        هستم...انگار هیچ جا نیستم...
        دارم پیر می شوم...
        صدایم موج آلود شده از بس اسمت را تکرار کردم
        پاییز ،مثل چوب جادو...
        تمام ترجمان عشق را عوض کرده...
        زیر آسمان گرفته شهر...این روزها
        عشق.....زبان ها را لال می کند
        حالم خوب نیست...
        باد...
        نامم را برده تا انتهای زندگی.....
         
         
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و جالب بود
        دستمریزاد خندانک
        علی  شاهین خانیک
        ۲ هفته پیش
        درودتان خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0