سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 مهر 1398
    21 صفر 1441
      Saturday 19 Oct 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        شنبه ۲۷ مهر

        آب از کوزه خالی نطلب

        شعری از

        علی اصغر رضایی مقدم(کاروان )

        از دفتر نجواهای تنهایی نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۷۱۷۵
          بازدید : ۱۵۹   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی اصغر رضایی مقدم(کاروان )
        آخرین اشعار ناب علی اصغر رضایی مقدم(کاروان )

        آب از کوزه ی خالی نطلب!
        آب از چشمه تبدار سفالی نطلب!
        در پی ساقی سرگرم سفالینه این چشمه ی خاموش نباش!
        چشمه هرچند که در زمزمه شرشر خود جان دارد
        تا که خاموشی تر کردن لبهای کویری شقایق با اوست
        لال و تبدار و غریب است و تهی از سرشار
        نطلب،آب ازین چشمه لال!
        سر فرو برده به یک کوزه ای از جنس سفال 
        پر از هیچ،پر از خاموشی
        پر از خالی ناب
        در میان این هیچ
        در پی هیچ در این شهر پر از هیچ نباش
        پی فریادگری در دل این وادی خاموش نباش
        در پی زمزم و کوثر،نطلب راه و نشان از هوس آلودگی راستی موج سراب!
        که سراب است، نشانی سراب
        نطلب! آب ازین کوزه و این چشمه خالی نطلب!
        در پی جرعه ای از جنس زلالینه ناب سحر شبنم فریادگر  بستان باش
        در پی شرشر آن چشمه جوشان و خروشان پر از بانگ حماسی گر این دیوان باش
        یا خود،آن چشمه شهنامه این ایوان باش
        آب از کوزه خالی نطلب

                                         
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا بود خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام شاعر گرامی
        قلم روانتان همیشه برقرار
        درودفراوان برشما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        امیر مسعود شفیق
        حدود ۱ ماه پیش

        ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ
        ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ

        ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ
        ﭘﺪﺭ ﻋﺸـــــــــــــــﻖ ﺑﺴـــــﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘـــــــــــــــــﺪﺭﻡ ......... شهریار

        درود ها شاعر
        خندانک خندانک خندانک
        علی کلان
        ۲ هفته پیش
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0