سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 27 آبان 1398
    22 ربيع الأول 1441
      Monday 18 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        دوشنبه ۲۷ آبان

        نسلی که سوخت

        شعری از

        مالک گرانمایه

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۵ شهريور ۱۳۹۸ ۰۷:۴۱ شماره ثبت ۷۶۸۵۲
          بازدید : ۱۰۲   |    نظرات : ۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مالک گرانمایه

         
        ای که هر لحظه با من و بی من
        پر کن از من تو را که تا تو شوم
        پیک بالا ببر به کامم ریز
        از خودم دور کن که تا تو روم
        ای چو من خسته از نبودن ها
        سالهایی مدام سر کردیم
        با هم از انقلاب سر رفتیم
        دهه ی شصت را گذر کردیم
        سالهای تباه جنگ شدیم
        کودکی با تفنگ چوبی و تانک
        مشقمان شد حسین فهمیده
        مشتمان شد شعار و شیون و بانگ
        موشک کاغذی شدیم لای کتاب
        نامه های یواشکی خواندیم
        آرزویی محال بود اما
        کاش در آن زمانه میماندیم
        در عراق و شلمچه جنگیدیم
        صلح کردیم باز قبل از ظهر
        سال هفتاد با معلم دینی
        پی احکام و دین و  مسجد و مهر
        نسلی از کوچه های ویرانی
        نسلی از دود و آتش و خون بود
        سوخت این نسل در سیاست و شک
        به شعور و ترانه مضنون بود
        سرب شد با ستاره های ابی
        بوی گندم فقط به شعر شنید
        یاور مومنی در این وادی
        طی این سالها ندید و ندید و ندید
        سالهایی که شعر می بارید
        با فروغ ازدواج میکردیم
        شاملو را به قهر می بستیم
        از لجش آیدا طلاق می دادیم
        قد کشید این درخت آزادی
        چه تنومند سر به بالا داشت
        دهه ، هشتاد بود و تب میکرد
        در دلش حس عاشقی برداشت
        معترض بود چون که میفهمید
        این گلستان چه خشک و پژمرده
        شاخه های جوان آزادی
        بر نیاورده سر ، زمین خورده
        از خدا داشت گم میشد
        در پی انتقام از زن بود
        در اسید صورت تو را حل کرد
        گردنم زیر یوغ او خم بود
        پای من بسته دست تو زنجیر
        با هم از ظلم ها سفر کردیم
        شب تاریک و بیم از امواج
        چوب بر سر الف خطر کردیم
        شعر ما اعتراض شد و شعار
        معنی از شعر ها کم کردیم
        سر تعظیم رو به آزادی
        رو به سوی  ترانه خم کردیم

         
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۳۳
        درود بزرگوار خندانک

        خوش آمدید به شعر ناب خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۱۴
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود
        تاسوعای حسینی تسلیت التماس دعای فراوان خندانک
        مالک گرانمایه
        مالک گرانمایه
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۵۸
        ممنون استاد . نظراتتون باعث دلگرمی بنده هست
        ارسال پاسخ
        مالک گرانمایه
        مالک گرانمایه
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۰۴
        نظراتتون باعث دلگرمیه استاد عزیز
        ارسال پاسخ
        سعید فلاحی
        يکشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۸ ۰۴:۳۰
        خندانک
        سعید فلاحی
        يکشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۸ ۰۴:۳۰
        خندانک
        سعید فلاحی
        يکشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۸ ۰۴:۳۰
        هنرمند ارجمند
        سروده ی زیبایتان در خور تحسین و تقدیر است
        احسنت خندانک خندانک خندانک

        پاینده بمانید در پناه یزدان پاک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۳۹
        باعرض سلام خدمت شما
        لذت می برم از خواندن شعر ای شما
        زیبا وعالی می سرایید
        درودبرشما
        شاعر بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        مالک گرانمایه
        مالک گرانمایه
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۵۷
        لطف دارید ممنونم
        ارسال پاسخ
        مالک گرانمایه
        مالک گرانمایه
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۰۵
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        کامکار پیشوا
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۲۲:۰۲
        سلام

        این بند به جای تمام این سروده حرف می زند :

        نسلی از کوچه های ویرانی
        نسلی از دود و آتش و خون بود
        سوخت این نسل در سیاست و شک
        به شعور و ترانه مضنون بود

        سربلند باشید
        *****کامکار پیشوا*****
        مالک گرانمایه
        مالک گرانمایه
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۲۳
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        سه شنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۸ ۰۹:۴۱
        درود برشما خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۵۶
        سلام :

        هر لاله ای
        که از دل این خاک دان دمــــــید
        نو کــــرد داغ ماتـــــــم یــــــــــاران رفــــــــــته را
        ______________________________ . شــــــــــهریار

        درود زیباست . خندانک
        مالک گرانمایه
        مالک گرانمایه
        پنجشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۸ ۰۶:۴۷
        خندانک ممنون استاد
        ارسال پاسخ
        مالک گرانمایه
        مالک گرانمایه
        يکشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۸ ۱۲:۴۶
        دقیقا . خاطره ایم و غوغا اکنون
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1