سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 29 آبان 1398
    24 ربيع الأول 1441
      Wednesday 20 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        چهارشنبه ۲۹ آبان

        در بندری متروکم

        شعری از

        مریم کرمی

        از دفتر دلنوشته نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۰۶ شماره ثبت ۷۶۸۱۸
          بازدید : ۵۲   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مریم کرمی

        پشت تمام آسمانم شور دریا بود
        کشتی شدم در خود شکستم ناخداها را
        در بندری متروک پوسیدم نفهمیدم
        این کشتی تنها شکسته پشت دریا ها
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۵۲
        درود بانو خندانک
        مریم کرمی
        مریم کرمی
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۰۸:۳۸
        با سلام و سپاس فراوان
        ارسال پاسخ
        شعله(م جلیلی)
        پنجشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۱۱
        درود مهربانو
        کوتاه اما زیبا سرودید
        مریم کرمی
        مریم کرمی
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۰۸:۴۰
        با سلام و تشکر از نگاه خوب شما
        ارسال پاسخ
        محمدصدوقی
        پنجشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۳۸
        درودهاااا بانو خندانک خندانک
        مریم کرمی
        مریم کرمی
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۰۸:۳۹
        با سلام و تشکر از نگاه زیبایتان
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        جمعه ۱۵ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۵۵
        درودتان بانو
        خندانک خندانک خندانک
        مریم کرمی
        مریم کرمی
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۰۸:۴۰
        با سلام و درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۸ ۰۱:۱۲

        من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم
        چشم بيمــــار تــــو را ديــدم و بيمار شدم

        واعـظ شهــــــــــر كــه از پند خود آزارم داد
        از دم رنــــد مــــى ‏آلــــــــــوده مــــَددكار شدم

        بگـــذاريـد كــه از بتكـــــــــــــــــــــده يادى بكنم
        مـــن كـــه با دستِ بت ميكــده، بيدار شدم ـــــــــــــــــــــ( امام خمینی )
        _______________________ . خندانک
        درود بانو
        را ) یش ازقلم افتاده
        مریم کرمی
        مریم کرمی
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۰۸:۳۹
        با سلام و تشکر فراوان از شما و شعر زیبای شما
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0