سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 18 آذر 1398
  • معرفي عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ از سوي سازمان ملل، 1370 هـ ش
13 ربيع الثاني 1441
    Monday 9 Dec 2019
      در نوشتن از آنچه دیگران نوشته اند ، نباید یاری خواست ،بلکه از جان و دل خویشتن است که باید یاری جست.ویکتور هوگو

      دوشنبه ۱۸ آذر

      نیلی وش بیکران

      شعری از

      ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )

      از دفتر به رنگ دل ( مجموعه اشعار نو و تصنیف ها ) نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۲۸ شماره ثبت ۷۶۶۷۹
        بازدید : ۵۵   |    نظرات : ۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )


      آهسته قدم زنم به ساحل
      با پای برهنه بی اراده
      نیلی وش بیکران آبی
      آن دختر بی ریای ساده
       
      با پیچش موج موج مویش
      بی تاب کند ترانه ها را
      با آینه ی زلال رویش
      مستانه کند دلانه ها را
       
      خورشید در آن کرانه ی دور
      انگار که بذر زر فشانده
      بر باغچه اش چه نرم و نازک
      چون سبزه ی تر صدف نشانده
       
      نرمینه ی دلنواز شن ها
      گاهی به فشار تکه ای سنگ
      آهسته بگوید ای مسافر
      غافل مشو از نگار دلتنگ
       
      نا گاه صدای تندر و برق
      برد از لب عاشقانه ها قند
      نیلی وش بیکرانه شد چون
      خاکستری غرور الوند
       
      حالا تب موج همچو شمشیر
      بر صورت صخره می زند چنگ
      سوز دل سنگ و ساحل پیر
      در شور به دیلمان هماهنگ
       
      بر شورش موج موج دریا
      دعواست میان مرغ و ماهی
      از زاویه ی نگاه ماهی
      مرغ است دلیل این تباهی
       
      غوغا و نهیب و بانگ و فریاد
      بغض است در این میان گلوگیر
      باور نکنم خدای من وای
      این کیست در این قفس به زنجیر
       
      دریا و عطش به هم نگنجند
      آرام من اینچنین نجوشد
      می غرد و فخر می فروشد
      دریاست کنون که می خروشد
       
      دریا تو هبوط عشق سازی
      تصویر ملایم نمازی
      حیف است که با چنین هیاهو
      رنگینه ی عاشقی ببازی
       
      تا چشم به هم زدیم بگذشت
      عمر سفر دو روزه ی ما
      این یک دو سلام آخرین را
      آرام گذر ز کوچه ی ما
       
      با همچو منی نه خشم و طوفان
      آرامش صبح عشق باید
      یا بوسه داغ آتشینی
      از جنس تب دمشق باید
       
      گمگشته ی عشق آتشینم
      مجنون و خراب ریش ریشم
      ای جان چه خوش است وادی عشق
      فانوس نیاورید پیشم
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0