سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 15 آذر 1398
    10 ربيع الثاني 1441
    • وفات حضرت معصومه سلام الله عليها، 201 هـ ق
    Friday 6 Dec 2019
      مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

      جمعه ۱۵ آذر

      نوستالژی ۲

      شعری از

      کوروش فلاح نژاد (رِند)

      از دفتر دگردیسی نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۹۸ ۰۲:۲۱ شماره ثبت ۷۵۴۷۰
        بازدید : ۱۰۹   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب کوروش فلاح نژاد (رِند)

      .
      ما ساده بودیم 
      در روزگاری که راه راه شدن مُد بود
      ارتباط های شش رقمی 
      وقتی پدرت خانه نبود 
      و شماره ایی که بدون کُد بود
      .
      شبهای ما دلتنگی خالص 
      بدون شبکه های اجتماعی
      پر از فکر همدیگر
      پر از غم شیرین تنهایی
      .
      در حسرت یک آغوش ساده 
      بدون ترس و لرز
      یا شنیدن صدایت
      درون کیوسکهای زرد بلوار کشاورز 
      اوج عشق ما دیدار
      به وقت یک بعد از ظهر 
      دست در دست هم
      توی سینما پولیدور
      وقتی آرتیست اول عروسکی با کلاه قرمز بود
      و حادثه آغوشت بود خالی از تجربه های بغل 
      نفس می کشیدیم هم را 
      با دماغهای بدون عمل
      .
      اما
      لِه شدیم
      میان طوفان های دهشتناک 
      از هم پاشیدیم
      در گذر از آنالوگ به دیجیتال
      عصرهای آخر هفته را مذبوحانه کُشتیم 
      مانده هنوز در نامه های کاغذی
      مانده در کاسِتها و دروبین های نگاتیو دار
      وقتی ساده ترین بوسه خط قرمز بود
      درمانده از درک ساده ی ترشحات واژینال
      و جمله ی آخر هر نامه 
      تکرار کلیشه ایی «بی تو هرگز» بود
      روزگار چرخید و چرخید 
      محو شدیم در دِیتاهای طوفان وار
      کشتی ما به گل مَجازی نشست
      دهه های عمر ما با تهی مغزان گذشت
      با جنگ
      با تفتیش سادیسمی عقاید
      با پلیدانِ سخیفِ پست
      کلیشه ها فاسد شد
      من با تو‌ دیگر تکرار نشد
      «هرگز» شد
      سهم ما از آن دهه فقط شصت
      خاطره های تابستان پَر زد
      سالها در چهاردیواری های حبس
      درد زاییدیم زیر هجوم زندگی
      قامت ما شکل پرانتز شد 
      هر کدام در گوشه ایی از شهر
      با خاطره های منجمد بی گاه
      تا همیشه از هم بی خبر
      قلبهای ما سردتر از فلز شد 
      راه راه شدیم 
      سادگیهای ما در هم شکست
      ذهنم ملکه ی شاه بیتی از حضرت حافظ شد
      .
      « باز آی که باز آید عمر شُده ی حافظ
      هر چند که ناید باز تیری که بِشُد از شست »
      .
      #نوستالژی ۲ 
      #کوروش_فلاح_نژاد  #تابستان۲۰۱۹
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۲۶
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ ۱۲:۴۶
      درودتان
      زیباااااا
      خندانک خندانک خندانک
      حاج مهدی عاطف
      پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۹۸ ۱۳:۵۴
      درود خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸ ۲۳:۴۱
      بسیار زیبا میسرائید درودتان باد استادمن که لذت بردم قلمت زیباست خندانک خندانک خندانک خندانک
      کوروش فلاح نژاد (رِند)
      سه شنبه ۵ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۳۴
      سپاسگزار لطف دوستان عزیز هستم خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0