سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 28 شهريور 1398
    21 محرم 1441
      Thursday 19 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        پنجشنبه ۲۸ شهريور

        Name :bitter legendary/translating

        شعری از

        سیده مریم جعفری

        از دفتر داستان سرودگان نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۲ تير ۱۳۹۸ ۱۳:۵۴ شماره ثبت ۷۵۳۸۳
          بازدید : ۵۲   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        ترجمان /افسانه تلخ /فروغ فرخزاد
        Name :bitter legendary
        Poem /forugh farrokhzad
        افسانه تلخ: عنوان
        نه امیدی که بر آن خوش کنم دل
        نه پیغامی نه پیک آشنایی
        نه در چشمی نگاه فتنه سازی
        نه آهنگ پر از موج صدایی
        ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت
        سحر گاهی زنی دامن کشان رفت
        پریشان مرغ ره گم کرده ای بود
        که زار و خسته سوی آشیان رفت
        کجا کس در قفایش اشک غم ریخت
        کجا کس با زبانش آشنا بود
        ندانستند این بیگانه مردم
        که بانگ او طنین ناله ها بود
        به چشمی خیره شد شاید بیابد
        نهانگاه امید و آرزو را
        دریغا آن دو چشم آتش افروز
        به دامان گناه افکند او را
        به او جز از هوس چیزی نگفتند
        در او جز جلوه ظاهر ندیدند
        به هرجا رفت در گوشش سرودند
        که زن را بهر عشرت آفریدند
        شبی در دامنی افتاد و نالید
        مرو ! بگذار در این واپسین دم
        ز دیدارت دلم سیراب گردد
        شبح پنهان شد و در خورد بر هم
        چراامید بر عشقی عبث بست ؟
        چرا در بستر آغوش او خفت ؟
        چرا راز دل دیوانه اش را
        به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟
        چرا؟...او شبنم پاکیزه ای بود
        که در دام گل خورشید افتاد
        سحرگاهی چو خورشیدش بر آمد
        به کام تشنه اش لغزید و جان داد
        به جامی باده شور افکنی بود
        که در عشق لبانی تشنه می سوخت
        چو می آمد ز ره پیمانه نوشی
        بقلب جام از شادی می افروخت
        شبی نا گه سر آمد انتظارش
        لبش در کام سوزانی هوس ریخت
        چرا آن مرد بر جانش غضب کرد ؟
        چرا بر ذره های جامش آویخت ؟
        کنون این او و این خاموشی سرد
        نه پیغامی نه پیک آشنایی
        نه در چشمی نگاه فتنه سازی
        نه آهنگ پر از موج صدایی

        فروغ فرخزاد

        title :bitter legendary

        No ! without happiness
        Any sadness in our miss
        Any dirty tears in my blank sense
        I mean black base ,happy chance
        No ,without any wave of true sound ,yes
        Of a city ,in our candle
        In twice..darkness
        !A woman went through the light wave in sad morning , birth
        ...Yes ! she was..hot rest of..example of beautiful bird
        When she ..went in a during ..rest of tired mode
        !When
        !Who
        !She could be in a tear , yeah
        ..For me
        !What
        !Where
        !Who was in friendship in two sense of duty
        !Been
        ..Talking with each face of
        !Winner
        ..They don’t know about the meaning of social
        .Rare
        ..The voice of revolutions , in shout of
        !Mean
        When
        She died in his thoughts
        Without any doubts
        !Please
        ...Get up of
        ...In my wishes and happilys
        !Shutdowns
        ...That eye
        ..In front of
        ...Every second
        ...In red war
        !Be famous
        She was broken him in a valuables crime
        ...Yes
        ..They don’t say to her
        .Nothing
        They don’t see
        To her face of beauty
        Un pleasurable
        ..On time
        Pleasurable
        Exceptional of appearances
        She wants to goes
        ...Every place
        .In
        !They create
        ..Her living of base ,yeah
        A ..woman
        With a perfect energy-efficient
        ..All the time
        Be healthful
        ..A day
        ...Felling at romantically
        Sense of literatures
        ...One bye one
        With another's members
        !Please
        ..Don’t say to me
        !Get up
        ..Allow me
        ...At this second
        ..When's
        .I am happily
        ..All the times of
        ..This security's
        At this moments
        .When the wall
        !Is
        Full of flowers smelling
        ...A ghost
        Back of
        ...HeWanted to destroy
        .Windy wave
        .The reason of love
        ...In hidden of
        !With
        Wasteful of happiness times
        ..Why
        ..She went to bedroom
        .In his level of
        !The reason of
        !Secrets phrases
        ..To a strange man
        When's.. in a legends Secrets Times
        ..She said
        ..I was hearing
        ..Your rhythms
        ..The reasons of
        !An
        ..Samples at holy
        .At this second time
        ...She.. felling in love
        .At the Sensetive of
        ..The Sun.. like flower
        ..Be in mine
        .At this moments
        !She
        ..Has a beauty sense of
        .. Like a holy person
        .. in thirsty
        .Example of gold cup
        !Instagram
        ! body ..perfect of new face
        .An incorrectly pieces of
        .In otherwise face of
        ..Bad way
        !Mean of no
        .. at being in a dreaming
        ..when she was a hero
        ..a myth
        !at this time
        she was going to the sadly face of
        ..drunk row
        ...full of happy event's in
        ..in her heart of
        drinke.. sense of amusing
        !not in pleasurable
        ..a midnight
        !when she
        ..felling in love
        ..with a good waiting of him
        !the end
        ..her good mood
        the best un pleasurable
        ..no ,she
        !best of happy in end
        ..full of
        ..lips of mental
        !in record of
        ..it doesn’t matter
        !patient of body
        ..in violence of him
        ..why
        !she
        ..was
        ...like a drunkenness in movie
        on his
        !phone
        sadness of frozen times
        ..in
        .fearless
        .wonder
        .Any sadness in our miss
        Any dirty tears in my blank sense
        I mean black base ,happy
        . chance
        ..No ,without any wave of true sound ,yes

        /Translated by
        Seyedehmaryamjafari
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۸ ۲۲:۴۱
        درود بانو
        خندانک
        جعفر محمدی (ضمیر)
        يکشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۸ ۱۹:۱۴
        سلام
        ترجمه شعر کار بسیار سختیه
        ولی با پشتکار میشه به مراحل عالی آن رسید
        موفق باشید خندانک خندانک خندانک
        عنایت الله  ایرانمنش
        دوشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۰۲
        سلام و درود بر بانو
        بسیار زیبا
        خندانک خندانک خندانک

        همایون طهماسبی (شوکران)
        دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸ ۱۳:۳۹
        درودتان بانو
        خندانک خندانک خندانک
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸ ۱۴:۳۶
        بسیار زیبا تشکر از شما شاعر عزیز خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        مسعود میناآباد ( مسعود م ) تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) رهایی خواهد این سینه ولی افسوس یاری نیست ااا به زیرِ تیغم و پردرد خدایا رستگاری چیست
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) تو شعرت را بگو شاعر وَ روزت هم گرامی باد من از گیراییِ شعرت هماره می‌شوم دلشاد زلالِ سینه‌ی تو ارج دلرد چون به زیبایی کنی حقّ و عدالت را در امواج دلت فریاد فراموشی نگیری از بیان جوششِ احساس تو را باشد به پیوسته صفای شور دل در یاد نکو حال و نکو سیرت تویی تو چون که آتش‌وار بسوزانی تو با شعرت سرای ظالم از بنیاد سرود مهر را می‌خوانَد احساست به وقتِ خود سرودی که از اعماق دل و اندیشه‌ی تو زاد درودی را سرودم بهر تو من با تمام دل به پایان باز هم می‌گویم این روزت گرامی باد زهرا حکیمی بافقی بداهه در مشاعره گروهی سایت ادبی شعر ناب یست و هفت شهریورماه نودوهشت روز شعر و شاعری گرامی باد سپاسگزارم از استاد فکری ارجمند برای تشکیل این سایت ادب پرور
         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) ایینه را ایینه دیدن خطاست
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) یک شب بیا تا بنگری احساسِ بی‌تابِ مرا حالِ مرا احوال دل چشمان بی‌خواب مرا

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        6