سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 25 تير 1398
  • روز بهزيستي و تأمين اجتماعي
15 ذو القعدة 1440
    Tuesday 16 Jul 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      سه شنبه ۲۵ تير

      منو یادت...

      شعری از

      علیرضا نظری

      از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۲:۳۸ شماره ثبت ۷۳۰۹۷
        بازدید : ۲۴   |    نظرات : ۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علیرضا نظری
      آخرین اشعار ناب علیرضا نظری

      بازهم من،بازهم این پارک.یادت می آید؟بعدازظهر ها می آمدیم و آنقدر گرم صحبت و قدم زدن میشدیم که حواسمان نبود ۳_۴باری است پارک را زیر و رو کرده ایم.هنگام خستگی روی همین نیمکت کنار این کاج می نشستیم،تو حرف میزدی و من فقط به عمق چشمانت زل میزدم و تا میخواستم غرق آن اقیانوس آرام شوم پلک میزدی!اما حالا...پارک همان پارک است،کاج همان کاج،نیمکت همان نیمکت،اما تونیستی؛تو نیستی و من دگر قدم از قدم برنمیدارم.
      یک راست می آیم و روی این نیمکت خالی،کنار این کاج بی روح می نشینم.دیگر هیچ پرنده ای پر نمیزند،دیگر هوا آفتابی نیست،دیگر این کاج راست قامت نیست؛عزیز جانم،تو نیستی،دیگر هیچ چیز سرجایش نیست...
      غمگینم؛آری،اما نه اینکه بخواهم گریه بکنم؛
      من فقط خسته تر از آنم که بخواهم بخندم...
      #علیرضانظری
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۰:۴۹
      به شعر ناب خوش آمدید خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۶:۵۱
      درودتان
      زیباااااا
      خندانک خندانک خندانک
      کبری یوسفی
      چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۲:۱۷
      سلام شاعر بزرگوار به شعرناب خوش آمدید
      زیبا اااسروده اید
      موفق باشید ودرپناه خدای مهربان غمت بر باد خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عمران
      چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۲:۴۴
      سلام خوش آمدید

      شاملو میگه


      اشکی حلقه به چشمم نبست،
      گفتند
      به خاک افتادنِ آن همه سَروَش
      به هیچ نیست.



      بی‌خود از خویش
      صیحه بر نیاوردم،
      گفتند
      در حضور
      متظاهِر مِهر است
      اما چون برفتی
      خاطر
      بروفتی
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1