سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

شنبه 16 فروردين 1404
    7 شوال 1446
      Saturday 5 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        شنبه ۱۶ فروردين

        کوکب من

        شعری از

        احمد پناهنده

        از دفتر نغمه ی دل نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ ۰۰:۱۱ شماره ثبت ۷۱۶۲۱
          بازدید : ۸۹۳   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر احمد پناهنده

        کوکب من
        دستت را به من بده
        و با من به باغ نارنج بیا
        تا با شکوفه های بهار نارنج
        برایت تاجی ببافم
        که باغ خوشبو شود
        و تو ملکه ی باغ گردی
        دستم را بگیر
        و با من بیا
        تا به چشمه ساری در همین نزدیکها برویم
        و عطش عشق شورانگیزمان را
        از آب زلالش
        قطره قطره سبز کنیم
        تا در بهار ِ در راه
        عاشقانه و شیداوار
        دانه های عشق ببارد
        با من بیا
        تا به کناره ی جویباری برویم
        و پاهای برهنه مان را در شُرشُر آبش رها کنیم
        که به عشق ما ترانه می خواند
        آنگاه به پاس این مهربانی جویبار
        چشمان سرشار از عشقمان را در هم بدوزیم
        و با چسباندن لبی
        لحظات عاشقانه مان را
        شکوهمندانه نفس بکشیم
        بیا و باز هم با من بیا
        بیا
        تا در دشتی از شقایق زاران برویم
        که همسایه ی لاله زاران است
        آنجا به پاس این عشق شکوهمند و شورانگیزمان
        با ساقه های ِ شقایق های عاشق
        کاخی درست می کنم
        که پنچره اش از گلبرگ شایق باشد
        و تو در هر پگاه
        از این پنچره ی عاشق
        عاشقانه
        لاله زاران را
        با نگاهت عشقباران کنی
        کوکب من
        اکنون که با هم در این مسیر ِ شورانگیز ِ عشق
        کاخی از شقایق ساختیم
        از تو می خواهم که مرا
        از احساس ِ زلال ی زنانه ات
        طعم ِ شیرین ِ زیستن ِ عاشقانه را
        در جان و دلم سیراب کنی
        و خود سیراب شوی در این ضیافت ِ عشق
        تا در این سیرابی ِ شور انگیز ِ ما
        شقایق دیگری
        چشم باز کند، در بهار ِ در راه
        احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )
        این دلنوشته شعرگونه از داستان عاشقانه ممدالی و کوکب برداشته شده است
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ ۲۱:۲۷
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا بود خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ ۱۲:۰۵
        درودتان
        زیبااااااا
        خندانک خندانک خندانک
        مهدی سالوند (مهدی)
        جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ ۰۶:۱۴
        درود بر شما
        زیبا سروده اید
        خندانک خندانک خندانک
         مهرداد کیهان(کیهان)
        جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ ۲۰:۰۷
        سلام و درود
        بسیار زیباااااست
        قلمتان پر فروغ
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک

        میهمان شعر "دلدار" ام باشید. سپاس
        کبری یوسفی
        شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ ۰۰:۱۵
        سلام بزرگوار
        بسیار زیبا می سرایید
        موفق باشید
        درپناه حق خندانک خندانک
        پیمان اسماعیل وندی (کهخدا)
        يکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ ۱۵:۳۸
        درود بر شما شاعر گرامی خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2