سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 26 دی 1397
  • فرار شاه معدوم، 1357 هـ ش
11 جمادى الأولى 1440
    Wednesday 16 Jan 2019
      «هنر» دروغی است که چشمانمان را به روی حقیقت باز می کند. پیکاسو

      چهارشنبه ۲۶ دی

      گرگ حریص

      شعری از

      محمد حسین نیک طبع

      از دفتر فروش روح به نسیه نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ ۱۳ روز پیش شماره ثبت ۷۰۲۳۰
        بازدید : ۶۴   |    نظرات : ۲۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محمد حسین نیک طبع

      می لرزم از سرما ولی
      من گرگ بارون دیده ام
      سی سال سخت و بی هدف
      تو این هوا لرزیده ام
       
      در خاطره غرقم ولی
      از لحظه ها لبریزتر
      من مهربانم لیک حیف
      دندان نیشم تیزتر
       
      گاهی به تصویر خودم
      در آینه رو می زنم
      در چهره ای خاکستری
      هی شانه بر مو می زنم
       
      بالا و پایین می کنم
      بخت عجیب خویش را
      در جستجوی چهره ام
      در لابلای ریش ها
       
      تا در زدم شد قفل تر
      اما هنوز در می زنم
      من گرگم و دارم هنوز
      چون بره بر سر می زنم
       
      این روزهای خستگی
      هر روز بدتر می شود
      تا شب بیاسایم به خواب
      روزم مکدر می شود
       
      همچون کسی که ترس داشت
      ذات بدش رسوا شود
      میترسم این گرگ حریص
      در پوست میش پیدا شود
       
      پاییز در راه است باز
      بایست آماده شویم
      از برگ های آسمان
      بر خاک افتاده شویم
       
      من از زمستان آمدم
      تا به زمستانی رسم
      تا از درخت زندگی
      بر جسم بی جانی رسم
       
      من گرگ ها را دیده ام
      در بینشان خوابیده ام
      از دوک های خویشتن
      در ذاتشان ریسیده ام
       
      ما با شکار بره ها
      در بیشه ها و دشت ها
      آن خاطرات تلخ و خوش
      آن حال ها، بگذشت ها
       
      حالا فقط من مانده ام
      یک گرگ تنهای حریص
      مطرود دوست و آشنا
      زخمی و خشمگین و مریض
       
      افسانه ای در بره ها:
      در پرسه های شامگاه
      محزون و ترسناک می کشد
      گرگی به جای زوزه آه
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۱۲ روز پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و دلنشین بود خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      درود و سپاس فراوان
      لطف دارید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      کبری یوسفی
      ۱۲ روز پیش
      سلام بزرگوار
      بسیار زیبا سروده اید
      درپناه حق خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      سلام و درود بانو
      سپاسگذارم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عظیم شفاعت
      ۱۲ روز پیش
      استاد نیک طبع خندانک
      درود بر شما و طبع شعرتان که با بازی با کلمات خندانک
      سروده ای چنین زیبا خلق نموده اید برقرار باشید خندانک
      و ماندگار خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      سپاس فراوان بزرگوار
      ممنون بابت مطالعه و نظر دلگرم کننده تان
      سالم و تندرست باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سیاوش اسفندیاری
      ۱۲ روز پیش
      حکایت زیبای بود ...آفرین بر شما خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      درود بر شما
      سپاس فراوان
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۱۱ روز پیش
      درودتان جناب نیک طبع عزیز
      بسیار زیباااااااااااااا و دلنشین
      قلمتان جاری
      خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      سپاسگزارم
      جاوید و شاد باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید شیاسی  مجید
      ۱۱ روز پیش
      سلام درود برشما
      محمد حسین نیک طبع
      درود و سپاس دوست عزیز
      ارسال پاسخ
      مریم محبوب
      ۱۱ روز پیش
      درود بر شما خندانک خندانک

      گاهی به تصویر خودم
      در آینه رو می زنم
      در چهره ای خاکستری
      هی شانه بر مو می زنم

      بسیار زیبا خندانک

      جسارتا عبارت - گرگ بالون دیده - صحیح است

      بالان : نوعی دام که برای گرگ گذاشته می شود : گودالی که آن را با برگ می پوشانند
      محمد حسین نیک طبع
      درود بر شما بانو
      لطف دارید و ممنون بابت دقت نظرتان
      البته که درست می فرمایید و فراموش کردم که اصلاح کنم چون بعد تر از نوشتن شعر این نکته را شنیده بودم
      هرچند بعضی هم میگویند گرگ از رعد و باران می ترسد و به لانه پناه می برد و بعد از اولین باری که از آشیانه دور باشد یا زخمی باشد و مجبور باشد در باران بماند ترسش می ریزد و دیگر هیچ ترسی نخواهد داشت
      با این حال گرگ بالون دیده صحیح می باشد که در کتاب درسی رشته ادبیات و فرهنگ لغت هم این عبارت آمده است
      مجدد سپاس فراوان بابت دقت نظرتان
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد حسین نیک طبع
      ۱۱ روز پیش
      همراهان گرامی بابت نظر و مطالعه تک تک شما بزرگواران سپاس فراوان دارم و خوشحالم که برای اولین بار در زندگی می توانم نوشته هایم را با دیگران به اشتراک بگذارم
      امیدوارم همیشه سالم باشید و حالتان خوش باشد
      درود فراوان
      خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      ۱۰ روز پیش
      درود بیکران

      سروده ای زیبا و شیوا از شما خواندم
      تداوم موفقیت و پیشرفت شما را آرزومندم
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      ۱۰ روز پیش
      سپاس فراوان
      پایدار و شاد باشید
      خندانک خندانک خندانک
      مجید خوش خلق سیما
      ۹ روز پیش
      درود بر شما و دست مریزاد .. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      درود بر شما
      سلامت و پایدار باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی کیهانی (فریاد)
      ۴ روز پیش
      سلام
      زیبا سروده اید خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.