سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 5 خرداد 1398
    23 رمضان 1440
      Sunday 26 May 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        يکشنبه ۵ خرداد

        گریه بود و درد

        شعری از

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        از دفتر در سوک باران نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ۱۶:۵۷ شماره ثبت ۶۹۱۲۴
          بازدید : ۸۵   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر موسی ظهوری آرام(آرام)

        به دنیا می آمدم
        مادرم درد می کشید
        گرانترین درد را
        به دنیا که امدم
        گریه می کردم
        گریه ارزان یک مرد را
        گریه بود و درد
        اولین هدیه به ما
        هدیه جاودانه ی این دنیا
         
         
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ ۰۶:۲۲
        سلام

        ساده و زیبا

        انگار می گویید گریه ی هنگام تولد کودک از دردی ست که مادرش دارد مرحبا برشما صنعت "حُسنِ تعلیل" را خوب و ارزشمند و قابل تامل آوردید.
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲ آذر ۱۳۹۷ ۱۰:۳۵
        درود بزرگوار
        زيبا و غمگين بود خندانک خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ ۰۷:۵۸
        سلام ودرود برشما بزرگوار
        مثل همیشه
        زیبا وعالی می سرایید
        درودتان
        به نظرم درد مادر را درزندگی هم حس کردی
        در پناه حق
        مجید شیاسی  مجید
        پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ ۰۸:۴۴
        سلام درود برشما بسیار زیبا یا علی
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ ۱۲:۰۷

        شاعر گرانمهر
        جناب ظهوری عزیز
        شاید گریه ی کود
        برای جدایی فیزیکی از ماد و دردی که مادر تحمل می کند
        چه می دانم
        ممکن است
        برای دردهایی ست در زندگی که به نوبت به ساغش خواهند آمد تا لحظه ی مرگ...
        شعری خوبی ست
        ژرف و معنا گرا
        متشکرم
        سلام
        محمد ترکمان(پژواره)
        پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ ۲۰:۲۴

        ... سلام آقای ظهوری آرام عزیز این نگاره دلم را در بند می کند و سرم را بلند... آفرین...

        دنیایم را
        دیگری
        سوخت و
        آخرتم را
        خودم...!

        پ............
        همایون طهماسبی (شوکران)
        پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ ۲۱:۴۷
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.