سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 24 آبان 1397
  • روز كتاب و كتاب‌خواني
  • روز بزرگداشت آيت الله علامه سيد محمدحسين طباطبايي، 1360 هـ ش
8 ربيع الأول 1440
  • شهادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 260 هـ ق
Thursday 15 Nov 2018
    من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

    پنجشنبه ۲۴ آبان

    کاروان در راه است

    شعری از

    ام البنین دهقان

    از دفتر بوی بهار نوع شعر سپید

    ارسال شده در تاریخ شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ ۱۵:۰۳ شماره ثبت ۶۷۷۵۷
      بازدید : ۹۸   |    نظرات : ۲

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر ام البنین دهقان

    "بار خدایا! این اندک قربانی و کشته در راه خودت را از ما (خاندان پیامبر) بپذیر"
     
    سم اسبان سابیده شد بر خاک هایی که بوی یاس می دهد
    خیمه ها ایستاده کمر خم کرده اند
    سرها بالای نیزه جاودانه مانده اند
    یکی قرآن میخواند و شاهد می گیرد بر صداقتش تا همه خفته های زمان بیدار شوند
    زنی موهایش را در تنور روزگار
    نه
    روز سفید می کند
    یکی گهواره بدست بدنبال نوزاد گریه بغل می کند
    یکی به انتظار آب، آب می تراود
    غصه ها،آرامش را برای مادری طلب می کنند
    یکی پابرهنه بدنبال نگاه خواب شده، بی تابی می کند
    مشکی پاره پاره برای لبی روضه می خواند
    فرات بی تاب است
    زنی سری در دست شکر می شمارد
    یکی نماز شکر سجاده می کند
    یکی بر زخم های اسب می بارد
    یکی آب ندیده سیراب می شود
    دختری بدنبال پدر نگاهش به ماه است
     
     
    نخل ها نظاره گرند و خورشید ایستاده،آسمان غرق سکوتی دلگیر
     
    یکی نعره زنان آتش بدست طلا می جوید
    یکی دوان دوان گوشواره می کاود
    دست یکی بوی سیلی می دهد
    یکی آتش بدست مردانگی حراج می کند
    یکی جهنم را به زمین آورده
    یکی امیری ری را در خون می بیند وای گندم ها چه شد؟
    یکی با تردید می جنگید
    یکی قرآن بدست برقرآن خنجر می زند
    شیطان بسیار شده
    یکی بدنبال خدا در خاک گم شده است ...
     
     
    یکی بر تلی از صبر، رهبری یک کاروان را بر دوش بزرگی ترسیم می کند
    یکی بدنبال برادر درد بر روی درد می گذارد
    یکی امامت را با اذن خدا از دوشی به دوش دیگری می نهد
    یکی امام شد
     
    کاروان در راه است
    نماز و شب وسجاده ای از شکرو اشک و اشک بی امان می بارد ...
    ۲
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    يکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ ۲۱:۵۵
    درود بانو
    آييني بسيار زيبا و با شكوه بود خندانک خندانک خندانک
    همایون طهماسبی (شوکران)
    دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ ۱۸:۰۸
    سلام و درود بر بانو دهقان گرامی
    بسیار زیبا و تاثیر گذار سروده اید
    خندانک خندانک خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.