سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        گفته بودم

        شعری از

        محمد رحیمی

        از دفتر عاشقانه نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ۰۶:۴۹ شماره ثبت ۶۵۷۳۰
          بازدید : ۴۴۶   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمد رحیمی
        آخرین اشعار ناب محمد رحیمی

        گفته بودم با خودم این عاشقی کار تو نیست 
        این کسی که عاشقش هستی بدهکار تو نیست
         
        تا به سویش می روی او می رود از روی تو 
        تو گرفتارش شدی او که گرفتار تو نیست
         
        گفته بودم با دلم باید فرا موشش کنی
        این همه دوری و دلتنگی  سزاوار تو نیست
         
        دل بگفتا از چه رویی این سخن ها می زنی 
        چون فراموشی او کار من و کار تو نیست
         
        گفت با من آن دل نا مهربان و بی وفا
        رو که بعد از عاشقی این دل دگر یار تو نیست
         
        محمد رحیمی
         
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۱ شاعر این شعر را خوانده اند

        محمد رحیمی

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۰۳
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا بود خندانک
        سجادمیردادی(درویش)
        پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۳:۲۰
        درود خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1