سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید |
|
||||||||||||
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است. |
اینجا همه از قاصدکا دلگیرن
پشت درِ هر ثانیه ای می میرن
وقتی که نگاهت به در و دیواره
مرگ و به تبِ فاصله ها می گیرن
در خاطره ها جای جنون گُل کرده
بی تو نفسِ کوچه ی دنیا سرده
مَردی که برات از تهِ دل می خونه
عمری وسطِ حادثه ی پُر دَرده
بارون زده و فالِ توو فنجون مُرده
این گریه منو سمتِ خیابون بُرده
انگار نه انگار که بی من موندی
بعد از تو لبِ شمدونیا پژمرده
بازم تَنِتو روی تَنم رسوا کن
هرشب خبری میوون فردا جاکن
از قافیه و باختنش بی زارم
آهسته منو با غزلی معنا کن
این شعر فقط نگاهتو کم داره
لای نفسش غصه و ماتم داره
از بس که تو رو توو واژه ها گُم کرده
تا خِرخِره ماجرای مبهم داره
بارون زده و فالِ توو فنجون مُرده
این گریه منو سمت خیابون برده
انگار نه انگار که بی من موندی
بعد از تو لب شمدونیا پژمرده .. 😔
اول اعتراف میکنم که در شرایطِ روحیِ کنونی ام ؛ تمرکز کافی برای نوشتن به هیچ وجه وجداناً ندارم و البته توامان این روزها خودم هم در حال نوشتن مقاله ای دانشگاهی هستم که سفرهای مطالعاتی نیز ، نای ِ مرا از من گرفته و بجز عجزی وصفناپذیر فعلاً در خودم بارقه ای نمی بینم بجز همین لحظات ِ زیبایی که شعر اصالتنگار و روشنضمیر و چشمنوازِ شما استاد عزیزم را چندباری به اشتیاق ِ قلبی ام خواندم و خواهم خواند
ترانهتصنیفِ ترکیبیِ الحق دوستداشتنی و دلپسند و گرانارجی است که در قالب و وزن و بحرِ رباعیات به هم پیوستهی مهارتبیانی ، زیبا ، هنرپرور و جزیباتنگر و غناییمحتوا ، نوشته شده است . بنده هم تعریف هنر را جز پرداختن به جزییات و ادراکِ ماوراییزیباشناسانه داشتن از پدیدههای عوالم هستی ، نمی دانم و از ابعاد مختلف ِ رویکردی ، می توان به نقد و بررسی ِ ویژگی های حکمتاندیش و ظرافتنهاد این دلگویهی ناب پرداخت .
ترانهی ژرفانظرِ غناییمَسلَکِ شما برایم یادآور مکتب رمانتیسم است که به برتریِ احساسات ، بویژه بیانِ عواطف شخصی و تخیّلِ ممتد در سمت و سویِ دلآگاهیها در برابرِ عقلگراییهای نقصاندیشِ بی دست و پا روش ِ زمانه را باور دارد و متبحّرانه بپاخاسته در اهتزازِ بیرقِ نَفَسعطای عشق ، چنین معتقد است که هنرمند بایست بدون هیچ قید و بندی در آزادیِ کامل و رها از دنیای پُر زَجر و رَنجِ اجتماعی و مَصنوعیّاتدرگیرِ کنونی ، به بیان احساسات ِ دلیِ خود ، بدور از ساختگیها ، پویا و بیپروا بپردازد.
آهنگ انتخابی پیوست شعرقشنگتان ، عالی بود ولی اگر با صدای گرم خودتان دیکلمه می نمودید که بهتر بود
شاید کلمه ی HIM با درج حروف درشت ، هم ازین طیف و مقصود ، عنوانِ خاصِ این ترانهتصنیفِ نغز شده باشد ؛ زیرا بر خود و ناخودآگاه و خدا اشاره دارد البته منم نمی دانم و فقط حدس می زنم . شاید هم HIM نام یکی از حدهای موسیقی را یادآور باشد که همان حد هفتم موسیقی است . ..شاید هم کلمه ی فرانسوی باشد ؟
به این ترتیب که :
اگر کاربرد ضمیر him ، ضمیر him ضمیر مِلکی مذکر در زبان انگلیسی است که بهعنوان مفعول، بعد از فعل یا بعد از حرف اضافه برای اشاره به یک مرد میآید که نام آن فرد قبلاً در جمله آمده باشد و یا اینکه مرجع ضمیر مشخص است.
مثلاً :
.If you see /queen / koovin/ kevin , give him my present
( اگر / کِوین /یا کویین یا ملکه را دیدی ؛ هدیه من را هم به او بده.)
نکته: ضمیر him به معنای [خود یا خودش ] هم میتواند باشد، البته خود هم در اینجا اشاره به مردی دارد که قبلاً در جمله آمده است یا هویتش کاملاً برای مخاطب مشخص است و معمولاً با حرف اضافه with ، میآید. مثلاً :
.He took the love with him
( او عشق را با خود بُرد .. )
نکته: گاهی اوقات، از ضمیر him برای اشاره به انسان یا ضمیری که مشخص نیست و غایب و پنهانی است ؛ استفاده میشود.
نکته: اگر حرف h در ضمیر him بزرگ باشد، Him معمولاً به یکتا خدا - ایزد و نیز خویشتنِ خویش در خودآگاهیِ درونی ؛ اشاره دارد.
در عالَمِ رنگارنگِ موسیقی نیز که استاد سیّدمحمدی عزیز به پارامترهای اساسی آن عملاً آگاهترند ؛ سه طیف کوک یعنی :
۱- کوک سهحدی فیثاغورثی
۲- کوک پنج حدی
۳- ( کوک هفت حدی یا حیم ) ؛ را داریم .
مفهوم حد ، در دانشِ موسیقی و ترانهسُرایی ؛ اولین بار توسط هنرمندی به نام هری پرچ ، مطرح شده است . که دوستان می توانند در فضای الکترونیکی ونیز در کتاب چهل جلدی مخصوص اصطلاحات علمِ موسیقی ، یعنی کتاب ارزشمند الاغانی ، درین زمینه مطالعه فرمایند .
مفهوم حد در چارچوب سری هارمونیک قابل درک است. از دیدگاه هری پرچ موسیقی در طول زمان به سمت استفاده از هارمونیکهای بالاتر حرکت کردهاست.
در موسیقی قرون وسطی فقط فاصلهٔ اکتاو و پنجم درست ( با نسبتهای ۲:۱ و ۳:۲)، که متناسب با سه هارمونیک اول در سری هارمونیک هستند، ملایم دانسته میشد.
در دورهٔ رنسانس ، فاصلهٔ سوم نیز در موسیقی غربی رواج پیدا کرده و فاصلهٔ سوم بزرگ بین هارمونیک چهارم و پنجم نیز دیده میشود.
در موسیقی معاصر غربی اما با استفاده از اعتدال مساوی، عملاً هارمونیکهای بالاتر ، مطبوعسازی شده اند.
در نظام کوک خالص، نسبت بسامد نتهای یک گام با استفاده از کسری از اعداد صحیح تعریف میشود. برای نمونه، بسامد نتهایی که با هم فاصلهٔ پنجم درست دارند نسبت ۳:۲ دارد.
یا فاصلهٔ هفتم و حیم هارمونیک با نسبت ۷:۴ به دست میآید. تمام فواصل را نمیتوان با نسبتهای سادهٔ ریاضی تعریف کرد چرا که نظام کوک خالص یک نظام مبتنی بر اعتدال مساوی نیست و لذا دایره پنجمها در آن «بسته نمیشود» . ( یعنی با تکرار فواصل پنجم و رسیدن به نتهای جدید در اکتاوهای بالاتر، به نتی میرسیم که دقیقاً چند اکتاو بالاتر نُت شروع است اما نسبت بسامد آن به بسامد نت پایه، مضربی از ۲ نیست ).
این که هر نظام کوک خالص تا چه فواصلی را از طریق نسبت اعداد صحیح تعریف میکند و از کجا به بعد این نسبتها را با کمک اعداد صحیح تعریف نمیکند، توسط «حد» آن نظام کوک تعریف میشود. حد میتواند شامل یک عدد فرد و مخاطب خاص یا یک عدد اول باشد.
نام نظام کوک هم بر اساس همین عدد مشخص میشود. مثلاً نظام کوک پنج حدی نظام کوکی است که بزرگترین عدد فرد استفاده شده در نسبتهای آن عدد ۵ است.
بدیهی است که یک نظام کوک هفت حدی، میتواند شامل نسبتهایی نظیر ۸:۵ نیز باشد، چرا که تنها عدد فرد این نسبت است که باید کمتر یا برابر با ۷ باشد.
حدِ فرد ، بزرگترین عدد فردی است که در کسرهایی که برای تعریف فاصلههای یک گام دیاتونیک در یک نظام کوک خالص استفاده شدهاند ؛ به کار رفتهاست.
حد اول (اشاره به عدد اول) بزرگترین عدد اولی است که حد فرد مضربی از آن باشد. برای مثال، فاصلهٔ دوم بزرگ را میتواند با نسبت ۹:۸ تعریف کرد؛ نظام کوکی که فاصلهٔ دوم بزرگ بر اساس نسبتهای سادهٔ عددی تعریف کند، حد فردش دست کم برابر ۹ است اما حد اولش دست کم برابر ۳ است (چرا که ۳ عددی است اول و ۹ به آن بخشپذیر است). بر همین اساس، کوک فیثاغورثی که در آن تمام اعداد به کار رفته در صورت و مخرج کسرها مضربی از ۲ یا ۳ هستند، یک کوک «سه حدی» دانسته میشود.
و شاید هم [ حیم ] همان آوای نَفَسزدن و آهِ عمیق باشد . که حرفی نُونَوار و بدیعی شاعرساز است و به قولِ مولوی :
تازه ای روح نواز :
هان سخنِ تازه بگو تا که جهان تازه شود ( مولوی)
الهی امیدوارم مدّ نظر از نگاشتِ حروفِ مُقَطّعهسانِ حیم هر چه که هست ؛ در حالتی بعید ، کلیسا یا دیکشنری نبوده باشد 😊
بگذریم .. تا دربارهی عنوان رَمزآمَرزِ حیم در این شعر دلنشین غنایی ، بیش ازین به بیراهه نرفته باشم ؛ و العفووو از بیان حدسیاتِ نه چندان قَویبُنیه
امیدوارم صاحباثرخودشان - درصورتِ صلاحدید البته - بفرمایند.
به هر حال برگردیم به مکتبِ نورآنورِ عشق و رُمانتیکنگاری که کلمهی «رمانتیک» در دنیای امروز ، اغلب شاید فقط تصوّراتی دربارهی نفسانیات و احساسات عاشقانه را ، به اذهان و قلوب ، متبادر باشد اما واژهی «رمانتیسیسم» معنای بسیار گستردهتر و جهانشمولتری دارد. این مفهوم به طیفی از تحولاتِ بُنیادین در عوالمِ هنر ، ادبیات ، موسیقی و فلسفه و ایضاً عرفان ، اشاره می کند.
هنرمندان «رمانتیک»، بویژه شاعران این مکتب زیبا ، بالاَخَصّ استاد دکترسیّدمحمّدی معرفتمَرام ، با بیانی دلپسند و قلمی تصویرنگار در ژانری غنایی و دِراماتیک ، عقلگرایی ِ معاشاندیشِ صِرف و نظمِ زُمُختِ حاکم بر دوران های تاریخی را در عصر روشنگری با شجاعتی تمام در تصویرپردازی های اپیزودنگاری تفکّربرانگیز و طبیعتمحوری دلخواه و همسو با حالاتِ قلبی ، در پرسه زدن های گامهای شبگردِ دلِ پریشانِ ماهجو ، پس می زند و بر اهمیتِ بیانِ بیپردهی ِ عواطفِ شخصی و رسیدن به آرامشی درونی و بیپیرایه را خالصانه در جوار محبّتِ حقیقی ، تأکید دارد .
قلبِ تپندهی این کلکِ زُلال آوا ، احساس می کند که از طریق اثر هنری خود ، برای سایرین و بویژه مخاطب خاص شعرش الهامبخش و آگاهینما باشد و جامعه را به سمت و سوی وَحیِ محبّت و حقیقتِ عشق ، در لمسِ باوری عمیق از ادراکِ معنایِ حیات و حسِ یکرنگی ِ حب ، آکندهی اقیانوسی متلاطم از طوفانِ غمنمودِ شادیسازِ فراق ، تغییر دهد.
از سریع نگاری ام و خلاصه گوییها
و اغلاط احتمالی املایی ام نیز عذرخواهم
در پناه امن الله
لحظاتِ حیات بر وِفقِ مُرادتان
شاد و سلامت و سربلندترین بمانید
بااحترام - پنجشنبه هفت فروردین ماه ۱۴۰۴ ه. ش