سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        بیراهه

        شعری از

        زهرا سمیعی کوتنایی

        از دفتر چشمه ی عشق نوع شعر

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۰ ۰۳:۲۶ شماره ثبت ۴۹۳۲
          بازدید : ۱۲۲۵   |    نظرات : ۱۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر زهرا سمیعی کوتنایی
        آخرین اشعار ناب زهرا سمیعی کوتنایی

        یکی پیری کنار جوی آبی
        بگفتا ای جوان بنما ثوابی
        بیا بر پای بی تابم مدد کن
        مرا با خود ازین بیراهه رد کن
        جوان خندید وگفت ای پیر دانا
        که خود هستی بر این بیراهه بینا
        تو را بیراهه رفتن بس شگفت است
        که در بیراهه  ها بد سرنوشت است
        تو خود سختی ی این بیراهه دانی
        چرا ما را بر این بیراهه خوانی
        بگفتا پیر آری نطق خوبیست
        ولی بر نطق زیبایت عیوبیست
        نه این بیراهه آن بیراهه ی توست
        صفا باید دراین بیراهه ها جست
        بیا از نردبان کبرپایین
        زصحرای حقیقت خوشه ای چین
        بیا غسلی ده فکرت را دراین آب
        که روزی نیست قادرپات برآب
        بیا از خود پسندی ها جدا شو
        بیا زین آب پاک وبا صفا شو
        بیا از لعل این ساقی نما نوش
        از این پس هوش خود بی بهره مفروش
        بیا بر پیر بی پایی مدد شو
        بیا با من ازاین بیراهه رد شو

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        4