سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        عشق من و تو

        شعری از

        اسامه یعقوبی

        از دفتر ترانه های خستگی نوع شعر ترانه

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۳ ۱۷:۵۵ شماره ثبت ۳۰۹۴۷
          بازدید : ۷۵۳   |    نظرات : ۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر اسامه یعقوبی

        رسیدیم ما به هم افسوس ولی حالا دیگه دیره
        من و تو هرکدوم  یک جور پاهامون توی زتجیره
         
        تو بودی اونکه میخواستم تویی که عاشقت هستم
        شدی خورشید  شبهام ٌ  چنین شد دل به تو بستم
         
        نشستیم روبروی هم من و تو راحت و ساده
        شدیم جاری تو قلب  دوتا  مجنونٌ دلداده
         
        به من گقتی بشو عاشق  نترسیدم خطا کردم
        از آن روزبود که من خود را برای تو فنا کردم
         
        اسیرت گشتم از آن شب که در چشمت نگا کردم
        شدم من مبتلا برتو  دل و دبن را فدا کردم
         
        تو این بازی شدیم حیرون شدیم بی تاب شدیم مجنون
        شدیم آواره و بی تاب دوتا  بیمار دوتا همخون
         
        پر ما  بسنه یود و ما پٌر از یک حس واسه پرواز
        قفس بود سرنوشت ٌ و ما  همش در فکر یک آغاز
         
        نشستیم زیر این آوار   شکستیم  هردو بی آوار
        دویدیم هر دو بی مقصد من و تو موندیم ٌ  آراز
         
        نشو خسته عزیز دل که  ما  آغاز  این راهیم
        بدون که راه عشق سخته چو یوسف در ته چاهیم
         
                                  اسامه مهر 93
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        امارفا - آمارگیر رایگان سایت
        1
        در حال بارگذاری