سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 شهريور 1400
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
14 صفر 1443
    Tuesday 21 Sep 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      سه شنبه ۳۰ شهريور

      دستان مادر1393

      شعری از

      حسین شفیعی بيدگلی

      از دفتر باران نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۳ ۱۸:۱۸ شماره ثبت ۳۰۱۲۴
        بازدید : ۲۶۵   |    نظرات : ۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر حسین شفیعی بيدگلی

      دستان مادر1393
      فرشته ی پنج ساله ی من
      در نيمه شب وحشت
      زير انفجار وحشی آهن
      عروس شدی
      چشمان زمردی تو
      در من حك شده است
      لچك آبی ات در من حك شده است
      آيا اين يك روياست
      رويا در روياست
      با لبهايت بگو
      كه دوستم داری
      با چشمان زمردين ات بخند
      كه دوستم داری
      دستان من در خاك
      چشمانم پر از خاك
      با چشمان زمردين ات بخند
      كه دوستم داری
      دشت ميلرزد
      در انفجاری ديگر
      با چشمان زمردين ات بخند
      كه دوستم داری
      آيا اين يك روياست
      رويا در روياست
      تو كه آسمان زيبا را دوست داشتی
      سايه ی پدر را دوست داشتی
      تو كه بذر زيتون ميكاشتی
      همه ی ستارگان را دوست داشتی
      همه ی ستارگان گريه ميكنند
      دشت ميلرزد
      در انفجاری ديگر
      همه ی ستارگان گريه ميكنند
      آيا اين يك روياست
      رويا در روياست
      تنها برای تو ميگريستيم
      با هم ميخنديديم
      من صورت خود را ديگر نميشناسم
      چشمان زمردی ات در من حك شده
      با لبهايت بگو كه دوستم داری
      آيا اين يك روياست
      رويا در روياست
      در انفجار عروس شدی
      همه ی ستارگان را دوست داشتی
      همه ی ستارگان گريه ميكنند
      آيا اين يك روياست
      رويا در روياست
      همه ی قهرمانان جمع شده اند
      همه فرياد ميزنند
      ما پروانه ايم
      خفاش را می شناسيم
      مادر فرياد ميزند
      با چشمان زمردین ات
      بگو كه دوستم داری
      همه ی قهرمانان جمع شده اند
      همه فرياد ميزنند
      ما پروانه ايم
      خفاش را می شناسيم
      مادر فرياد ميزند
      با چشمان زمردین ات
      بگو كه دوستم داری
      در فكر ستارگان جنوبی طوفان های سياه می وزد
      آيا اين يك روياست
      رويا در روياست
      اما زمين اميد دارد
      قهرمانان زمين اميد دارند
      مرثیه ات را خواهيم خواند
      پای دار
      روباهی ترين شب گذشته است
      چشمان زمردين ات می گويند
      دوستت دارم
      ما پروانه هستيم
      مرثیه ات را خواهيم خواند
      پای دار
      حسين شفيعی
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0