سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        این قلب من , این تو و این چاقوی زنجانی

        شعری از

        محمد علی شیردل

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۰۹:۰۶ شماره ثبت ۲۵۷۴۲
          بازدید : ۱۸۱۹   |    نظرات : ۴۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمد علی شیردل

        ای آنکه  بر احساس ِمجنون , حــــکم می رانی
         از زخمِ سر واکرده آیا   , هیچ می دانـــــــی ?
         
        دلتنگ صــــــحرا وکویر و باد  و طوفانم 
         دلخسته ام از چشم  های ِ خیس  و بـارانی
         
        هرشب مرا تا مرز دوزخ می برد  یـــــادت 
         امشب نجاتم  ده از این اوهام شیـــطانی
         
        آغوش گرمت ســـهم از  ما  بهتران  کردی 
         ما  را اســـــــیر دخمه ِ  سردِ زمســتانی
         
        قسمت نشد از  زمزم عشقت  بیاشــــامم 
        عمر گرانسنگم  هدرشد ,مفت  و مــــجانی 
         
        باور نداری کدخدای سیــنه ام هستی  ؟؟
         این قلب من , این تو و این چاقوی  زنجانی
         
        نادم نی ام زین انتخاب خویش و تا دنیاست
         هرگز نخواهم کرد, ابراز  پشیــــــــمانی
         
        من با تو می مانم که بی تو عشق ممکن نیست
         حالا بگو تو , با مـــــن ِدلخسته ,می مانی ؟
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۵۰ شاعر این شعر را خوانده اند

        ساقی رضایی

        ،

        علیرضا آیت اللهی

        ،

        م فرياد(محمدرضا زارع)

        ،

        رضا حمیدی راد ( احسان )

        ،

        سیما زرعکانی

        ،

        محمد نوزادي

        ،

        فردوس اعظم

        ،

        محمد مير سليماني بافقي(باران)

        ،

        علی اکبر حسینی زاده

        ،

        ساحل شیدا(ساحل)

        ،

        سمانه نوری ( میترا )

        ،

        کورش خجیر

        ،

        فروزان شهبازي

        ،

        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        بهاره مصفا

        ،

        آرامش ظهرابی

        ،

        محمد حسین اخباری

        ،

        الهه انتظاری(شقايق)

        ،

        سمانه هروي

        ،

        میثم دانایی

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        مصطفی یگانه

        ،

        حوریه(دلشید)اسماعیل تبار

        ،

        سمیه سلطانی(سایه عشق)

        ،

        طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)

        ،

        رضا نظری

        ،

        فرحناز راسخ

        ،

        هادی بیابانی

        ،

        اسمر شجاعان

        ،

        آمنه اقلیدی

        ،

        منوچهر مجاهدنیا

        ،

        لاله قراری (دختر صحرا )

        ،

        مسعود عظیم پور

        ،

        طابسین

        ،

        فاطمه رها

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        بهنام مرادی ( بهی )

        ،

        نگار حسن زاده

        ،

        النازعظیمی

        ،

        مولود پورصفا

        ،

        محمدصادق رفیع(مشتاق)

        ،

        اسماعیل علیخانی

        ،

        مریم حشمت پور

        ،

        بهرام پاشایی زرنق (مهراب)

        ،

        مهدی رستگاری

        ،

        صدیقه کشتکار

        ،

        سید احمد سادات موسوی(نادم)

        ،

        لیلا باباخانی

        ،

        گریزان

        ،

        آرش رضایی

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1