سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        چکیده های شب

        شعری از

        مهدیس رحمانی

        از دفتر هیس! نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ۰۸:۳۶ شماره ثبت ۱۳۲۴۱۰
          بازدید : ۷۴۳   |    نظرات : ۱۳۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        ۱) جُرحِ ناهید
        سایه هایی غلیظ
        ماهتابِ چاشت، 
        چکیده های شب
        عمیق تر از آنند که ...

        ۲) گلهای خشکیده لا به لای آلبوم ،
         قبرستان
        پر از عکسِ یادگاری ...

        ۳) کینه ها قلبش را رنده می کرد 
        چشم هایش را
        می شست پیاز ...

         ۴) آغازِ سپیده
        و دور انداختنِ شمع های سیاه ...

        ۵) همیشه روی آب می خندید 
        مظلوم ترین گل دنیا
        نیلوفر آبی...

         ۶) تلخ می نوشمت
        به یک فنجان تنهاییِ حل شده در گذرِ ثانیه ها...

        ۷) با تو می خندم هنوز 
        زیرِ گنبدِ کبودِ زخم هایم...

        ۸) بی سبب نبود
        اشکی که می ریخت
        ساعتِ شنی...

        ۹) یکی بود
        یکی نبود 
        اما من 
        هنوز "عاشقش" بودم...

        ۱۰) بهار میشود
        کوه که بگرید...

        ۱۱)جبرِ ناشکیب 
        بر تخته سیاهِ شب ،
        و مهتابی که
        کمانکی ست از n فانوس...

        ۱۲) جنسِ گفتگو ها همه زخم بود
        چسبِ زخم
        باقیِ پولهایمان ...

        ۱۳) جارو میزد آسمان را
        آفتاب
        سرشک ناهید هنوز بر جای مانده بود ...

        ۱۴) تمامِ کمد را زیر و رو کرد
        آغوش
        پیراهنی که هیچگاه اندازه ی تنش نشد...

        ۱۵) پرواز 
        برای همه معنایی یکسان داشت
        کسی درد عقاب را نمیدانست...

        ۱۶) لب هایم را فشردم
        چه بسیارند 
        احساس های از دهان افتاده...

        ) به نامِ اتوبانی که 
        همه یادشان رفته بود 
        روزی یک شقایق بوده ست...

        ۱۸) عروسکی پشت ویترین مغازه
        فریادِ
        "من هم انسان هستم" ...

        ۱۹ ) در های بهشت باز میشد 
        اندک بودند
        اهالیِ صبح...
         
        خندانک
         
         
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1