سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید |
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است. |
و درود و عرض ادب خدمت صاحب گرامی صفحه
بانو گودرزی ارجمند.
تخیل ، احساس و تکنیک ابزاریست در دست شاعر برای اینکه به قلب سنگی آدمی نفوذ کند.
بانو گودرزی از جمله شاعرانی هستند که در باب تخیل و احساس گامهای بلندی را از زمانی که شاهد حضورشان در این محفل بودهایم برداشته اند.
در حوزهی تکنیک
معمولا ایشان در شاخههای غیر کلاسیک مانند سپید قلم میزنند که بنده صلاحیت نظر دادن در این حوزه را ندارم و آنرا به عزیزان سپید سرا واگذار میکنم.
منتها این شعر در شاخههای کلاسیک سروده شده و مشتاق شدم چند خطی در موردش بنویسم که امیدوارم مقبول نگاه شاعر قرار بگیرد.
انحراف برداشتی بین عزیزان وجود دارد در مورد قالب آزاد و نیمایی
آن انحراف این است که برخی عزیزان گمان میکنند آزاد یعنی اینکه گاهی میتوان تابع وزن بود و گاهی وزن را نادیده گرفت
در صورتی که نیمایی و آزاد کاملا تابع وزن هستند و فقط متریک یعنی طول مصرعهای آنها میتواند متغیر باشد ولی همان مصرعها تابع وزنی هستند که شاعر برای سرودن انتخاب میکند.
نکته دوم اینکه در نیمایی و آزاد شاعر اختیار دارد برخی مواقع قافیه نداشته باشد و گاهی داشته باشد.
در شعر بانو گودرزی ارجمند بنده ردپای مشخصی از چهارپاره را دیدم
در واقع شعر ایشان یک چهارپاره است در وزن
فاعلن مفاعیلن
یا
فاعلات مفعولن و هم عرضهایی دیگر
که تابع الگوی قافیهای چهارپاره نیز هست.
وقتی یک ویرایش مختصر روی این شعر انجام دهد با قاطعیت دیگر آزاد نیست و یک چهارپارهی زیباست.
نقاطی که باید مورد ویرایش و بازنگری قرار بگیرند
بیت نخست
بیت پنجم
و قافیههای بند چهارم هستند و شاید یکی دو نقطه کوچک دیگر.
ویرایشی باب مثال ارایه میدهم منتها ویرایش نهایی را به شاعر واگذار میکنم چون شعر فرزند شاعر است و ما اجازهی تربیت فرزند دیگران را نداریم، صرفا میتوانیم پیشنهادهایی ارائه کنیم آنهم از دید خودمان که قطعا وحی منزل نیست.
میوزد نسیم ِ تو در
کوی دختر ِ پاییز
شانه لای موهایم
یک خیال شورانگیز
باز کرده دستش را
نسترن برای قنوت
می چکد زِ هر بندش
آیه آیه شعر ِ سکوت
واژههای روی لبم
محو ِ رنگ ِ لبهایت
پای من نشسته به گل
در کنار دریایت
میرسی و بند دلم
پاره میشود از شور
بر زمین که میریزد
از کنار چشمت نور
خانه روشن و من در
شور و حال شیدایی
ماندهام ولی اینجا
لابلای تنهایی
شعر حس و حال مرطوبی دارد و نشات گرفته از خیالبافی و رویاپردازی راوی داستان است.
سرشار از احساسات زنانه
و به همین دلیل بنده بر فرض " موهایت" را در ویرایش به " موهایم " تبدیل کردم
چون قهرمان شعر ماحصل فکر و اندیشه یک زن است و فرض کردم که قهرمان یا راوی یک زن است و دارد با یک مرد صحبت میکند.
نسیم تو در کوی دختر پاییز میپیچد، تصور اینکه موهای مرا شانه کنی بسیار شورانگیز است ....الی آخر
البته این تصور بنده به عنوان یک مخاطب بود.
و باز تاکید میکنم ما حق دخل و تصرف در شعر دوستان را نداریم، صرفا در قالب مثال آنچه در ذهن داریم را بیان میکنیم.
برای شما شاعر ارجمند در عرصه شعر آرزوی کامیابی دارم.
موفق باشید 🙏🌺