سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 مهر 1401
  • روز بزرگداشت مولوي
5 ربيع الأول 1444
    Friday 30 Sep 2022
    • روز جهاني ناشنوايان
    • روز جهاني دريانوردي

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    جمعه ۸ مهر

    زن گریه کرد

    شعری از

    بهمن بیدقی

    از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

    ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۰۴ شماره ثبت ۱۱۲۶۸۵
      بازدید : ۳۹   |    نظرات : ۸

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر بهمن بیدقی

    زن گریه کرد
     
    یه آواره
    با زلفی پریشان و سلیته و آواره
    با بی تقوایی ای که بی شباهت نبود ،
    به رقاصه گیِ رقاصه ای ، در کاباره
    و دروغی که ویلان است ،
    در فیلمهای ماهواره
    به کوچه خیابانهای دنیا ،
    آواره گی میکرد
    آواره گی انگار شغل اش شده بود
    یه زنِ شلخته و لاابالی و ازخانه فراری
    یه زنِ آواره
     
    سیگارکشیدن برای همه زشت است
    مخصوصاً اگر زنی سیگار بکشد
    بوی تعفن ته سیگارِ مانده درجاسیگاری
    تن دادن به دنیا ، آنهم بی خواستگاری
    پرتره ی زننده ی پُک
    حرفهای زننده ی رُک
    دندانهایی زرد
    دنیایی از شیش و بش و باختهای مکرر،
    در حیاتی بی رمق و چوبی ، همچون تخته نرد
    دودی که می پیچید ، میانِ آرواره
     
    زنی که هیچگاه سبکبار نبوده و نیست
    همیشه از خطاهایی چندش آور،
    دوش و کمرش ، پُر از باره
    خم شده به زیرِ بار گناه و،
    وجدانی که زُل زده به او و به او میگوید :
    زندگی ارزشمندست ،
    پس چرا هدرش میدهی اینطور؟
    تا کِی غرقه در باتلاقِ شهوتی بی کنتور؟
    آخرفکرمیکنی حوصله ی اینهمه بی ایمانی ،
    تا کجاها جاداره ؟
     
    نمیدانی باید روزی ، به محشری ،
    جواب پس بدهی ؟
    برای اینهمه بدی ،
    بی شک سزایی ست ابدی
    لهجه ات که مخصوصِ چاله میدان است
    وجدان را میدیدم که هاج و واج ،
    به کارهای او حیران است
    با زبانِ بی زبانی به او گفتم :
    آخر آبجی به خود آی !
    دلم میسوزد اول برای خودم که ازگناه پُرم
    دوم برای تو، که راه را به خطا رفته ای و،
    ازخودت شنیدم که به خود میگفتی :
    به تهِ خط رسیده ام و دارم میبُرَم
    بالاخره ما آدمها ،
    هرکاری کنیم ازخود گریزی نیست
    این جان باید حساب پس بدهد  
    میگویی چرا ؟
    چون این جان و تن مالِ ما که نیست ،
    بنده ی داداره
     
    اما اینگونه که او بی مهابا میتاخت
    گمان براین بود که ز قومِ تاتاره
     
    کسی داشت چشم در چشمش ،
    اشتباهاتِ او را میشمرد
    طریقه ی نصیحت را هم بلد بود
    درکنارِ معایب ،
    محاسنِ اورا هم میشمرد
    همیشه به بازگشت ،
    امیدها داشت
    میگفت نومیدی یعنی کفر
    او برای به راه آوردنِ آدمها ،
    صبری عظیم و، حوصله ها داشت
    آواره ، خودش را به خریت زد
    اما مغزش میگفت :
    همه اشتباهاتش را ،
    تک به تک به یاد داره
     
    خانمِ مُسن ازمسئله ی حجاب هم گفت :
    گفت در زمانِ کشفِ حجاب ،
    برسرِ خانمها میزدند ،
    که این سر باید لخت باشد
    دراین زمانه ی بی حجاب ،
    بر سرِ خانمها میزنند ،
    که این سر نباید لخت باشد
    انگار آنچه همیشه بی تغییرست ،
    همین بر سر زدنه
    زن گریه کرد
    زن درحالیکه آرامتر شده بود ،
    به خانمِ مُسن گفت :
    همه عکس العملهای منهم ،
    بسیارش ، نتیجه ی این واداره
     
    تلطیفِ پند ، او را ،
    به سبکبالیِ پرنده گی کشانْد
    چندی بعد ،
    افکارِ شرمنده اش ،
    هنگامه ی نماز
    طوری هوایی میشد و،
    به بالای مأذنه ی اذان میرفت ،
    که انگار
    مغزش هم  پاداره
     
    بهمن بیدقی 1401/5/20
    ۲
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۱۵
    درود استاد عزیز
    بسیار زیبا و آموزنده بود
    مبین مشکلات جامعه خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۴
    با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
    سپاس بیکران از مهر بیکرانتان
    سلامت باشید و شادمان
    ارسال پاسخ
    محمد باقر انصاری دزفولی
    پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۲۷
    سلام
    شاعر واستادگرامی
    شعرزیبایی بود
    شایستهء تحسین بود
    همیشه مانا باشید
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۴
    با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
    سپاس بیکران از مهر بیکرانتان
    سلامت باشید و شادمان
    ارسال پاسخ
    حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
    پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۳۰
    درود بر شما بزرگوار
    زیباست و پر محتوا
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۵
    با سلام و عرض ارادت آقای احسانی فر بزرگوار
    سپاس بیکران از مهر بیکرانتان
    سلامت باشید و شادمان
    ارسال پاسخ
    بهرام معینی (داریان)
    جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۷
    درود های فراوان جناب بیدقی استاد هنرمند ووارسته
    بسیار زیبا ‌وپر معنا
    قلمتان ماندگار
    در پناه حق
    ایام بکام‌
    🌷🌷🌷
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۱۱
    با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
    سپاس بیکران از مهر بیکرانتان
    سلامت باشید و شادمان
    در پناه خدا
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0