سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 9 تير 1401
    2 ذو الحجة 1443
      Thursday 30 Jun 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        پنجشنبه ۹ تير

        گذشت زمان

        شعری از

        پیمان بهجتی

        از دفتر هیچ در هیچ نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۸ شماره ثبت ۱۱۰۹۱۳
          بازدید : ۶۲   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر پیمان بهجتی

        ۱۸ سالت که بود عاشق دختر همسایه شدی
        شبا تا به پنجره اتاقش نگاه نمیکردی خوابت نمیبرد
        روزا به شوق دیدنش میرفتی تو کوچه
        قول و قرارا و نامه‌های عاشقانه‌تون یادته؟
        ساعت‌ها پای تلفن سکه‌ای و کارتی ایستادن و حرف زدن یادته؟ 
        تو دنیای منی و یا تو یا هیچکس دیگه و من بدون تو میمیرم یادته؟
        چقد از اون زمان میگذره؟
        الان کجایی و دختر همسایه‌تون کجاست؟ چندتا بچه داره؟
        خدا بیامرزه مادرت رو
        میدونم خیلی دوستش داشتی
        تصور زندگی بدون اون سخت بود
        روزای اول یادته؟
        مراسم خاکسپاری، اون زجه‌هایی که موقع تدفین رو خاکش میزدی
        چهلمش، سالگردش و سالگرد و سالگرد
        میدونم سخت گذشت، اما الانم همونجوری هستی؟
        فراموش نشده و نخواهد شد اما آرومتر شدی
        درست میگم؟
         
        ‌اون موتور هوندا چی؟ یادته؟ میرفتی پشت ویترین فروشگاه
        ساعتها بهش نگاه میکردی
        یا هرکی هوندا داشت با یه حسرت تو دلت میگفتی خوشبحالش
        کاش منم یه موتور داشتم
        خداروشکر میبینم که الان میتونی یه موتور خیلی بهتر از اون بگیری
        یا حتی یه ماشین مدل بالا
        ولی آیا اون لذت و ذوق و شوقی که اونروزا داشتی رو الانم داری؟
        راستی اون رفیق فابریکت کی بود؟ اسمش دقیق یادم نیست
        همونی که همیشه با هم بودید، هرجا گرفتار بود کمکش میکردی
        هر موقع میخاستی جایی بری زنگ میزدی که باهم برید
        یادمه یبار گفتی اون فراتر از یه دوست و رفیقه، گفتی مثل داداشته
        الان کجاست؟ اون رفاقت هنوزم مثل قبل پابرجاست؟
        یا زبونم لال تو هم نارو خوردی؟
         
        تمام اینا رو گفتم که بدونی
        گذشت زمان خیلی چیزا و ماهیت اصلی‌شون رو نشون میده
        خیلی دردا رو درمون میکنه
        و خیلی چیزا رو به دست فراموشی میده
        چیزی که امروز عذابت میده
        یا چیزی که امروز داری و باهاش حالت خوشه
        سالها بعد ممکنه اینطور نباشه
        روزی میرسه که ازشون فقط یه یــــــــــاد باقی می‌مونه
        خواه یاد خوش، خواه یاد تلخ...
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۳ روز پیش
        درود بزرگوار
        زیبا و خاطره انگیز بود خندانک
        علی مزینانی عسکری
        پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ ۰۹:۰۷
        سلام و عرض ادب
        دلنوشته تأثیر گذاری است
        احسنت به شما
        این قافله ی عمر عجب می گذرد
        خندانک خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۱۳ روز پیش
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شماشاعر بزرگوار
        دلنوشته شما
        رویاهای است
        در دل منشا شیدایی است
        مرهم درد تنهایی است
        خندانک خندانک خندانک
        فلاح رمضانی(عاشق)
        ۱۳ روز پیش
        درود بر شما.مهمان دلنوشته شما و حال دلتون بودم.موفق باشید خندانک
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        ۱۲ روز پیش
        تمام مطالبی که فرمودید درست بود .
        ولی من اوایل با موتور (هارلی دیویدسون) میرفتم
        بعد جنگ شد موتور(هارلی) رو فروختم با موتور (براوو) میرفتم .
        تنها فرق ما همین بود
        خندانک
        جالب بود .
        مؤید باشید.
        خندانک
        حوریا.د (شاهزاده خانوم)
        ۱۲ روز پیش
        با خوندن این دلنوشته پر از حس و حال، البت بیشتر از دنیای مردانه صحبت می کرد، ولی خب خانوم ها هم روزگاری دارند که سپری شده گاهی با دردها و خوشی هایی مشترک با آقایون ..

        یادم رفت چی می خواستم بگم خندانک
        آهان با خوندن این دلنوشته یاد شعر آقای م.فریاد افتادم ..

        دوست داشته باش ولی دل نبند!
        همراهی کن ولی وابسته نشو
        انتهای هر راهی تنهایی ست
        (م. فریاد)
        خندانک خندانک
        زمان در گذر است، هر چه هست می گذرد..
        مرحبا به شما خندانک خندانک
        فک کنم درود یادم رفت 😬
        درودتان خندانک
        در پناه حق خندانک
        پیمان بهجتی
        پیمان بهجتی
        ۱۰ روز پیش
        سپاس از شما شاهزاده‌ی گرانقدر
        گرچه فضا و حال و هوای مطلب بیشتر اشاره به دنیای مردانه دارد
        لاکن مفهوم کلام شامل کلیت دنیا و قانونِ گذر است
        البته در دلنوشته‌ی فوق، موارد مشترک بین زن و مرد نیز وجود دارد
        برقرار و استوار باشید خندانک

        ارسال پاسخ
        ابراهیم کریمی (ایبو)
        ۱۲ روز پیش
        سلام جناب دل نوشته ای بنا بر جهانی سیال و در حال گذر زیبا بود
        بزرگی می گوید «از یک رودخانه دوبار نمی توان عبور کرد»
        هر لحظه حال و هوای خاص به خود را دارد
        که امیدوارم در این لحظه شادمان باشید
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0