سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 14 تير 1401
  • روز قلم
7 ذو الحجة 1443
  • شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 114 هـ ق
Tuesday 5 Jul 2022

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    سه شنبه ۱۴ تير

    گُل مَنگُلی

    شعری از

    بهمن بیدقی

    از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

    ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۰ ۱۱:۵۱ شماره ثبت ۱۰۸۵۴۷
      بازدید : ۷۱   |    نظرات : ۱۰

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر بهمن بیدقی

    گُل مَنگُلی
     
    آن باغِ قشنگ ،
    که برتن اش ،
    لباسی گُل منگُلی داشت ،
    مثلِ شاهزاده خانمی ،
    بر زمین نشسته بود آروم
     
    بر آن سجاده ی زیبا
    چادری گُل منگُلی داشت ،
    به حالتِ سجده بود خانوم
     
    مثلِ زنگوله ای بر گردنِ یه بزبزِقندی‌
    برآن شیروانیِ خانه ،
    چِک چِک اش ،
    صدای آن زنگوله داشت ، بارون
     
    دربِ یک اتاقِ روشن ، باز بود
    صحنه ، یک قالی بود ،
    مثلِ حالِ خوشِ یک ، سربداری
    گولّه نخِ های رنگین ،
    مثلِ یه مُشت منگوله ی الوان
    به من چشمک میزدند ،
    در گوشه ای تاریک ، ز دالون
    مثلِ مُشتی ، منگوله ی روسری محلی
    در کنارِ نقش های ، گل و بوته های زیبا
    ولی ،
    به حالتِ وارون
     
    فضایی بود ، ساده و صمیمی
    فضایی بود ، ایرانی و زیبا
    چه خوب شد ، بارون تند شد
    چه حالِ خوشی شد روایتِ ما ،
    در شُرشُرِ بارون
     
    گرچه داراییِ شان یه خانه ای بود ، پُر از گُل
    ولی در نگاهِ مبهوتِ تماشاچیِ  خانه ،
    ثروتی عظیم بود
    ثروتی ، مثالِ قارون
    درمیانش ، یک حوضی بود ،
    بزرگ و آبی ،
    پُر از، ماهیِ قرمز
    به لطفِ پراکندنِ آب به دستِ فواره ی شادی ،
    حوضِ ساکن ،
    شده بود به خاطره ،
    چون جاریِ کارون
     
    چیزی کم نبود درآن خانه
    گُل بود و،
    عشق بود و،
    آب بود
    بوی خوشِ خاکِ آب خورده ،
    معطرمینمود آروم آروم ،
    فضای خوشِ آن خانه ی آروم
     
    بهمن بیدقی 1400/11/28
    ۴
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    محمد باقر انصاری دزفولی
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۶:۴۷
    بداهه ای تقدیم شعر زیبای شاعرواستادگرامی
    شعر هایت
    باغ درگلستان عید بهار است
    در دل ماندگار است
    جمال زیبای یار است
    آرام بخش دل بی قرار است
    بزرگوار
    فرا رسیدن سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض می‌نمایم.
    خندانک خندانک خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۷:۲۴
    با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
    بینهایت ممنونم از لطفتون و سپاس از بداهه ی زیباتون
    عیدتون مبارک . به همراه خانواده انشالله همیشه شاد باشید و سلامت و مؤفق
    درپناه آن بهترین خندانک
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۹:۱۲
    سلام ودرود استاد بیدقی عزیز و
    بزرگوار

    بسیار عالی و زیبا بود
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک

    سال نومبارک شاد باشید انشاالله خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۹:۲۰
    با سلام و عرض ارادت آقای فتحی بزرگوار
    بینهایت ممنونم از لطفتون
    عیدتون مبارک . به همراه خانواده انشالله همیشه شاد باشید و سلامت و مؤفق
    درپناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    مهدی محمدی
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۹:۳۴
    سلام و درود شاعر فرهیخته و ادیب جناب بیدقی عزیز و گرامی خندانک
    شعری بسیار زیبا و جاندار خواندیم از قلم سبزتان خندانک
    نوروز و بهار و سال جدید مباک باشد و همراه با بهترین ها برای عالیقدر ارجمند خندانک
    دلتان بهاری خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۲۱:۵۲
    با سلام و عرض ارادت آقای محمدی بزرگوار
    بینهایت ممنونم از لطفتون
    عیدتون مبارک . به همراه خانواده انشالله همیشه شاد باشید و سلامت و مؤفق
    درپناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد رضا خوشرو (مریخ)
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۲۲:۰۸
    درودها بر جناب بیدقی.

    بر آن سجاده ی زیبا
    چادری گُل منگُلی داشت ،
    به حالتِ سجده بود خانوم

    مثلِ زنگوله ای بر گردنِ یه بزبزِقندی‌
    برآن شیروانیِ خانه ،
    چِک چِک اش ،
    صدای آن زنگوله داشت ، بارون

    دربِ یک اتاقِ روشن ، باز بود
    صحنه ، یک قالی بود ،
    مثلِ حالِ خوشِ یک ، سربداری
    گولّه نخِ های رنگین ،
    مثلِ یه مُشت منگوله ی الوان
    به من چشمک میزدند ،
    در گوشه ای تاریک ، ز دالون
    مثلِ مُشتی ، منگوله ی روسری محلی
    در کنارِ نقش های ، گل و بوته های زیبا

    خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    دوشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۱ ۲۲:۵۶
    با سلام و عرض ارادت آقای خوشرو بزرگوار
    بینهایت ممنونم از لطفتون
    ارسال پاسخ
    طوبی آهنگران
    سه شنبه ۲ فروردين ۱۴۰۱ ۰۷:۴۶
    هوالجمیل
    صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد
    که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
    هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
    درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
    تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
    که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
    به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
    که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد…🍃حافظ🍃
    باسلام و احترام
    بهار آغاز نو شدن است، چهار فصل زندگیتان بهاری، عید بر شما مبارک.
    برایتان تندرستی، نیک ورزی و سالی سرشار از شادی و کامروایی آرزومندم. بهار_۱۴۰۱
    شاد و سر شار از نشتاد. بهاری باشید
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    سه شنبه ۲ فروردين ۱۴۰۱ ۰۹:۱۰
    با سلام و عرض ادب بزرگوار
    بینهایت ممنونم از لطفتون
    عیدتون مبارک . به همراه خانواده انشالله همیشه شاد باشید و سلامت و مؤفق
    درپناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0