سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 2 خرداد 1401
    23 شوال 1443
      Monday 23 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲ خرداد

        راهزن

        شعری از

        ابوالفضل ثابت مقدم

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۲۰ شماره ثبت ۱۰۶۹۸۱
          بازدید : ۱۶۴   |    نظرات : ۱۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ابوالفضل ثابت مقدم
        آخرین اشعار ناب ابوالفضل ثابت مقدم

        • راهزن چشمان تو قلب مرا تــاراج کرد
        • عقل را بیرون کشید، از جای خود اخــراج کرد 
         
        • دست من عادت به سرمای میانش کرده بود
        • گرمی دستان تو، دست مرا محتــاج کرد 
         
        • بیرق افکار خویش را چانه چانه بافتم
        • تار و پودم ریسه کرد، ارزانی نســاج کرد 
         
        • ︎آن دم که غوغا می‌نمود طوفان احوال دلم
        • بند قایق را گشود، راهی آن امــواج کرد 
         
        • بس که از عشقت میان اهل عالم گفته‌ام
        • قصه عشقت مرا یک مــردک وراج کرد 
         
        • سجده‌ها نزد خدا کردم برای بودنت
        • این همه طاعت مرا دردانه‌ی معــراج کرد
         
        •ابوالفضل ثابت مقدم 
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۱۰
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود خندانک
        ابوالفضل ثابت مقدم
        ابوالفضل ثابت مقدم
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۰۳
        ممنون از شما جناب چشمه
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۱:۰۸
        عرض ادب خدمت نابیان گرامی
        چند خط در مورد شعر زیبای جناب ثابت مقدم مینویسم در حد بضاعت عقلی خودم.
        اولین نکته ای که در این شعر نظر بنده را جلب کرد قافیه ها بود.
        قافیه ها بنظر جالب میرسید و اینکه شاعر با چه خط سیری مثلا از تاراج به نساج میرسد، یا از نساج به امواج!
        این زیبایی شعر است
        همان شعر کهنی که برخی آنرا محدود کننده میخوانند اگر بدرستی هدایت شود شما را از هر کلمه ای به کلمه ای که میخواهید میرساند.
        نکته ی دوم این است که شاعر تا حدود زیادی به وزن اشراف دارد
        لغزش های وزنی این شعر که به ۳ فقره، و به تعبیری به ۴ فقره میرسند به راحتی قابل ویرایشند.
        نکته ی سوم . با وجود اینکه برخی دوستان اعراب گذاری را با نوشیدن جام زهر برابر میدانند( از جمله آزاد عزیز✋) گاهی اعراب گذاری یا نگذاشتنش واقعا خواننده را سر در گم میکند
        همچنین استفاده از علامتهای مشخصی ( چون کاما،) در شعر گاهی سرنوشت شعر را دگرگون میکند.
        بی شک جمله ی
        بخشش، لازم نیست اعدامش کنید
        بخشش لازم نیست، اعدامش کنید
        را شنیده اید.
        منتها در شعر جناب ثابت مقدم در دو مصرع کاما وزن را دچار اشکال کرده که اگر کاما را بر داریم مشکل مرتفع میشود .
        بیت به بیت به شعر ایشان میپردازیم.

        راهزن چشمان تو قلب مرا تاراج کرد
        عقل را بیرون کشید، از جای خود اخراج کرد 

        اولین نکته اینکه این وزن متناوب الارکان نیست
        پس گذاشتن کاما در مصرع دوم در این نقطه صحیح نیست
        اگر ما اینجا بخواهیم مکث کنیم پس باید کل شعر را با همین فرمول خوانش بخوانیم
        مثلا بخوانیم
        راهزن چشمان تو
        قلب مرا تاراج کرد
        عقل را بیرون کشید
        از جای خود اخراج کرد
        خوب مسلما این دلخواه یک مخاطب شعر نیست.
        در ثانی در تقطیع این مصرع اگر کاما نباشد وزن برقرار است ولی اگر کاما باشد وزن ایراد دارد
        چون" کشید " ختم به هجای کشیده است ولی اگر کاما را برداریم در تقطیع شعر مینویسم
        عقل را بیرون کشیدَز جای خود اخراج کرد
        و تمام مشکل حل میشود!
        نکته ی بعدی
        آیا راهزن ِ چشمان ِ تو
        یا
        راهزن،چشمان ِ تو
        اگر اولیست وزن مخدوش است و باید گفت
        رَهزن ِ چشمان ِ تو
        ولی اگر دومیست وزن برقرار است
        اینجاست که به جناب آزاد میگویم اینقدر با اعراب و علامتهای دستوری مشکل نداشته باشید ،گاهی کار گشا هستند.

        بیت دوم.
        دست من عادت به سرمای میانش کرده بود
        گرمی دستان تو، دست مرا محتاج کرد 

        آیا منظور این است؟ دستان من عادت به سرمای میانشان کرده بودند ولی گرمی دستان تو دستهای مرا محتاج کرد.
         اگر این باشد، بیت دارای ضعف تالیف است
        اگر اشاره فقط به یک دست باشد،منظور از سرمای میانش چیست؟
        به گمانم باید فکری برای (میانش) کرد،چون ساده ترین ویرایش است و اگر بخواهیم دست را به دستان تبدیل کنیم کار قدری پیچیده تر میشود.
        جناب ثابت مقدم اگر جای ( میانش) مثلا بگذاریم ( وجودم) چه اتفاقی می افتد؟
        دست ِ من عادت به سرمای وجودم کرده بود
        گرمی دستان تو دست مرا محتاج کرد
        این صرفا یک پیشنهاد است.

        بیت سوم.
        بیرق افکار خویش را چانه چانه بافتم
        تار و پودم ریسه کرد، ارزانی نساج کرد

        مصرع اول ( خویش) را به ( خود) تبدیل کنید وزنتان ویرایش میشود
        مصرع دوم کاما را بردارید وزن خود به خود برقرار است
        تارُ پودم ریسه کردَرزانیه نساج کرد
        دلیل بکار گیری ( چانه چانه) را نفهمیدم
        حقیقتا سری به فرهنگ لغت هم زدم
        معنای مرتبطی بین چانه و بافتن پیدا نکردم
        باز هم بنارا گذاشتم بر نداشتن اطلاعات از طرف خودم🙏
        اگر ارتباطی وجود دارد بنده را آگاه کنید
        وگر نه
        بیرق ِ افکار خود را رَج به رَج میبافتم
        را به عنوان پیشنهاد از طرف بنده داشته باشید.

        بیت چهارم.
        آن دم که غوغا می‌نمود طوفان احوال دلم
        بند قایق را گشود، راهی آن امواج کرد 

        گفتنی ها را جناب آزاد فرمودند
        مصرع اول کلا نیاز به بازنویسی دارد
        و مصرع دوم با اندک تغییری اصلاح میشود
        مثلا
        بند ِ قایق را گشود و راهی ِ امواج کرد

        بیت پنجم.و بیت ششم
        در این دو بیت سلامت وزنی برقرار است

        دوست داشتم اندکی در مورد المان های زیبایی شناسی که پسندیده است در شعرهایمان رعایت کنیم هم صحبت کنم ولی نقد بسیار طولانی شد.
        همین طور دوست داشتم از زیباییهای شعرتان نیز بگویم ، که البته اگر زیبا نبود اصلا نقد نمیشد
        موفق باشید 👏👏👏
         





         


        مریم کاسیانی
        مریم کاسیانی
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۲۷
        درود بر شما جناب عزیزیان و بر شاعر و شعرش
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۵۰
        سلام متشکر که یادی از حقیر فرمودید علائم سجاوندی که گویا در این اثر بیشتر مشکل ایجاد کرد فرمودید
        در دو مصرع کاما وزن را دچار اشکال کرده که اگر کاما را بر داریم مشکل مرتفع میشود .
        یک مورد اگر کاما بگذاریم مفید است(البته وزن بدون کاما هم راهنماست)
        پس 2 بر یک اینجانب بردم
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل ثابت مقدم
        ابوالفضل ثابت مقدم
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۱۲
        حقیقتا از نقد و تحلیل دقیقی که انجام دادین لذت بردم جناب عزیزیان و بابت این موضوع سپاسگزارم.
        نکات مربوط به کاما رو نمی‌دانستم و از شما و جناب آزاد بابت این تذکر متشکرم.
        کلمه "چانه چانه" یک اصطلاح محلی هست که اطراف ما برای بافتن فرش و هم معنی با "رج به رج" استفاده می‌شود.
        در مورد استفاده از کلمه "وجود" به جای "میان" حس نمی‌کنم جایگزین مناسبی باشد. گرمای وجود را قالبا می‌توان با قلب حس نمود؛ نه با دست. استفاده از واژه "میان" در این‌جا به معنای "وسط" نیست و در معنای "درون" استفاده می‌شود.
        غیر از این دو مورد که حس کردم نیاز به توضیح دارد، آن هم به واسطه احترام به شخص شما که انقدر دقیق و موشکافانه برسی کرده اید، در مورد سایر گفته ها حرفی ندارم و سعی در اصلاح ایرادات در اشعار آینده ام می‌کنم.
        موفق باشید.
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل ثابت مقدم
        ابوالفضل ثابت مقدم
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۱۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فرهاد احمدیان
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
        سلام عرض درود فراوان خدمت جناب ثابت مقدم غزلی دلنشین قلم زدید درود فراوان بر شما
        ابوالفضل ثابت مقدم
        ابوالفضل ثابت مقدم
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۱۴
        ممنونم از شما جناب احمدیان خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰ ۰۰:۴۲
        سلام
        وزن درین مصرع متفاوت است
        ︎آن دم که غوغا می‌نمود طوفان احوال دلم
        درین مصرع دال گشود خارج از وزنست
        بند قایق را گشود، راهی آن امــواج کرد
        علامتهای قبل از مصرعها را نیز لطفا بردارید
        ابوالفضل ثابت مقدم
        ابوالفضل ثابت مقدم
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۱۶
        نقد زیبا و درستی در باب وزن شعر داشتین جناب آزاد.
        اما علامت های قبل از مصراع؟!
        این جز حداقل اختیارات شاعر در نگارش شعرش هست برادر.
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۲۶
        سلام شاعر گرامی
        بسیار زیبا بود
        درود برشما
        خندانک خندانک خندانک
        ابوالفضل ثابت مقدم
        ابوالفضل ثابت مقدم
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۱۲
        متشکرم جناب دزفولی خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدی ملکی الف
        شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۰۰
        موفق باشید
        ابوالفضل ثابت مقدم
        ابوالفضل ثابت مقدم
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۱۲
        ممنون جناب ملکی
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0