سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 6 آذر 1400
    22 ربيع الثاني 1443
      Saturday 27 Nov 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۶ آذر

        دنیایی مسخره

        شعری از

        بهمن بیدقی

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ ۴ روز پیش شماره ثبت ۱۰۵۰۰۸
          بازدید : ۲۴   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بهمن بیدقی

        دنیایی مسخره
         
        قبل ازعروجِ خوبم ،
        دنیایم را دادم همه به وارث
        به او گفتم : یادم تو را فراموش
         
        مانده بودم هنوز
        که او گریخت ازمن
        آنهم بسانِ خرگوش
         
        من هوش بودم همه
        او خفت در گوشه ای
        ز شوقِ دنیا گشته بود مدهوش
         
        دنیایی مسخره بود آن کار که ،
        من به دستش دادم
        فهمیدنِ این واقع ،
        نیاز نداشت به هیچ هوش
        فقط نیاز داشت به گوش
        گوش اش بدهکار نبود
        یکی در و،
        آن دیگری دروازه
        چیزی نمیمانْد تووش
         
        من سبکبار بودم
        او داشت باری بر دوش
        خود هم ، ز دنیا بار داشت
        سنگینی اش دم به دم ،
        اضافه میشد بر دوش
        دنیا روی دنیا ،
        می آمد یکریز، بر رووش
        دنیا پیر میکرد او را
        عملِ زیبایی هم بی افاقه
        چاره نمانده بود دگر، جز اینکه ،
        عکسهای خویشتن را
        بنماید هردم رتوش
         
        قاه قاه می خندیدم
        دانستم خنده از چیست
        من سبکبار بودم
        اما نفهمیدم ،
        خنده ی او از چیست
        جمع کردنِ دنیا ،
        درنظرم آورْد او را ،
        موجودی مسخره
        چقدر شبیه بود به موش
         
        نهایتِ مالِ دنیا ،
        فکر میکنی که چیست ؟
        مالی که آخرش هم ،
        هیچ ازآنِ تو نیست
        آری قبول دارم :
        درظاهرِ میتوانی ،
        گردی شخصی خوش پوش
        با چاشنیِ حرص و جوش
        لولیده در خواب و خور و شهوت ،
        همانها که ، مشترکیم با وحوش
         
        ببخشید با اجازه
        وقتم تمام گشته
        باید دگر کوچ کنم به آنجا
        صدایش را شنیدم
        صدای خوبِ سروش
         
        بهمن بیدقی 1400/9/1
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۳ روز پیش
        درود استاد عزیز
        حکیمانه و زیبا بود
        آموزنده خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        ۳ روز پیش
        با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
        تشکرمیکنم از لطف شما
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        علیرضا مرادی( مراد )
        ۳ روز پیش
        سلام و درودها سروده نغز و زیبایی است
        درودتان باد
        خندانک خندانک
        خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        ۳ روز پیش
        با سلام و عرض ارادت جناب آقای مرادی بزرگوار
        تشکرمیکنم از لطف شما
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        ۲ روز پیش
        درود های فراوان جناب بیدقی استاد و ادیب وارسته وگرانقدر
        بسیار شیوا ودلنشین وقابل تامل
        قلمتان مانا
        مسرور ومستدام
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        ۲ روز پیش
        با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
        تشکرمیکنم از لطف شما
        سلامت باشید و شادمان
        در پناه سناریوساز دانای هستی
        ارسال پاسخ
        مجید فکری
        ۲۱ ساعت پیش
        درود بر شما خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        ۱۹ ساعت پیش
        با سلام و عرض ادب بزرگوار
        سپاس
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0