سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 17 تير 1399
    18 ذو القعدة 1441
      Tuesday 7 Jul 2020
        الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان (سوره الزمر

        سه شنبه ۱۷ تير

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مصطفی علی رضائی
        ارسال شده توسط

        مصطفی رضائی

        در تاریخ : شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۱۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۸ | نظرات : ۰

        معلم کلاس اول ما خانم بسیار مهربانی بود. اصلا کلی برای همه ی بچه ها مادر بود. از روز اول انگار همه ما رو می شناخت و به اسم کوچیک صدا میزد. یادم نمیاد  که اسم از ما پرسیده باشه و یا بگه خودتون رو معرفی کنید . وارد کلاس که می شد، با لبخندی شیرین به همه اطمینان می داد که  پیش مادر مون هستیم.
        همیشه برای شروع یک داستان کوچک میگفت و بعدش میرفت به سر درس. نمیدونم الان  کجاست ، زنده هست یا نه ولی همیشه براش بهترین دعاها و آرزوها رو دارم. . خیلی به یاد خوبیاش هستم و خودم رو  خیلی مدیونش میدونم و فکر میکنم در تقویت پایه اصلی یادگیری من خیلی موثر بوده است. 
        و خبر بد اینکه خانم آموزگار ما ، باردار بود و از دی ماه دیگه نیامد و رفت برای مرخصی زایمان. یک آقا به جای ایشون آمد و از روز اول خط کش بدست آمد. آمد و پاش ور گذاشت رو صندلی و پشت به تخته سیاه و روبه روی ما رو میز نشست و درحالیکه خط کش رو توهوا تکون میداد ، از ما خواست خودمون رو معرفی کنیم. 
        بقیه رو نمیدونم ولی من حسابی هول کرده بودم . بچه ها یکی یکی خودشون رو معرفی کردن تا رسید به من . گفتم که اولین بار بود  میخواستم خودم رو معرفی کنم، اینقدر محمد علی و احمد رضا و حسن علی و حسینعلی و محمد رضا و...  شنیدم که فکر کردم همه اسمها باید دو قسمتی باشه و من که اسمم یک قسمتیه، انگار که ناقصم . تا رسید به من برای اینکه از بقیه عقب نمونده باشم، سریع بلند شدم و گفتم : " مصطفی علی رضائی".

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۵۴۵ در تاریخ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۱۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0