سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 6 مهر 1399
    10 صفر 1442
      Sunday 27 Sep 2020
      • روز جهاني جهانگردي
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      يکشنبه ۶ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      نامه‌ای به توتم نامه ۲۱۹۴
      ارسال شده توسط

      سیدمحمدرضالاهیجی

      در تاریخ : شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ ۰۶:۵۰
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۰۳ | نظرات : ۰

      نامه‌ای به توتم
      نامه ۲۱۹۴
      ــــــــــــــــــــــــ
      توتم جان سلام
      باز خواهرت خورشید پَرزنان از طولِ آسمان تا عرضِ هرکجا و ناکجا که می‌شود سَر زد
      باز به عادتِ غارتِ اشکِ شبانه‌ام آمد، عینکم را برداشت، شیشه‌ی محدّب و مقعرِ چشمانم را شُست، چینه‌هایِ تبت و پامیرِ پُرچینِ پیشانی‌ام را بوسید، وَ تا آمد بگوید: لبخند… وَ تا آمد بگوید: بخند، با دَلوِ آه از رگ‌های چاهِ انزوا، باهمین دست‌هایِ ایوبِ بی صبرِ بی پناه، قطره قطره خون کشیدم… شتک زد بر پیراهنِ طلایی‌اش، سر به زانویم گذاشت، وَ با هم آنقدر سرخ گریستیم وگریستیم و صدای هیاهویِ هق هقِ دل شنیدیم که گل‌هایِ قالیِ لاکی و شمعدانیِ پشتِ پنجره‌ی خاطرات سیرابِ سیراب شدند
      راستی توتم جان:
      گلِ رزِ لالمانی (لالمونی) گرفته و محبوسِ لایِ دفتر، دیشب قول گرفت تا صبح سلامِ سرخش را به تو و خاطرِ عاطرت برسانم
      توتم جان راستی:
      دیشب دوغزل ازبس آیاتِ ذکرِخیـــرِ تورا ترتیل خواندند، صدایِ قلم را درآوردند، هی قلم از لَنگیِ پایِ شعر و لرزشِ دستِ دل و حشو “تو” ایراد گرفت و هی من و ابیات، یادِ غزلِ خداحافظی‌ات افتادیم و هی زیرِ آوازِ گریه زدیم، آخرِسر حروف درخیالت غرق و واژه‌هایِ لخت زیرِ بارانِ چشم، بی‌ چتر سرماخوردند و دفتر خیسِ خیس بنایِ ناسازگاری گذاشت و همپایِ کوکِ قلم سازِ مخالف زد
      .
      .
      .
      راستی توتم جان منتظرباش!
      تنها چندثانیه مانده به سرودنِ قطعه‌ی زیبایِ من و قبر و مرگ
      با اجازه! بروم، لباسِ منزلِ دنیا را دراتاق‌خوابِ تنهایی بکَنم، باچند قافیه‌ی صدر و کافور غسل بی ترتیبِ عشق کُنم، ردیفِ پیراهنِ بی دکمه‌ی آنجارا از چمدان بردارم‌،بپوشم و بیآیم
      توتم جان:
      زیاد چشم‌‌انتظارت نمی‌گذارم
      صبرکن!
      الآن همراه با خواهرت خورشید
      دخترت شعر
      وَ پسرانت حرف و واژه برمی‌گردم
      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      سیدمحمدرضالاهیجی(از هند)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۴۴۵ در تاریخ شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ ۰۶:۵۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0