سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 6 فروردين 1398
    21 رجب 1440
      Tuesday 26 Mar 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۶ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        هنرمند مادرم
        ارسال شده توسط

        اسماعیل علیخانی

        در تاریخ : ۲ هفته پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۶ | نظرات : ۰

        بسم الله الرحم الرحیم
        ضمن عرض تبریک به مناسبت میلاد انور بی بی دوعالم و روز زن و مادر
        مادری دارم هنرمند و قالی باف که البته این کمترین هنراوست. در مادری و فداکاری بسیار هنرمندترست. مادری که بعد از پدر من نه ساله و خواهر پتج ساله و دوبرادر دوساله و چهارماهه را درحالی که خود بیست و پنج سال بیشتر نداشت زیر پر و بال مهرش گرفت و خود را فدا کرد تا ما به فنا نرویم. در این ایام که مناسبت با روز مادر دارد و ایشان جدیدترین قالی دست باف خود را تمام کرده اند، از آنجایی که تا کنون برای قدردانی از ایشان شعری نگفته بودم و از طرفی به خاطر شوق زیاد از ذوق هنری مادرشعری سرودم که مناسب دیدم به همراه این مطلب آن را به جای قسمت شعر در این قسمت به نمایش بگذارم که البته از مدیر محترم سایت به خاطر این سنت شکنی عذرخواهی می کنم. و می دانم که به احترام نام مادر مطلبم را تایید خواهند کرد.در ضمن تصویر ارسال شده از همان قالی گرفته شده است.
        و اما شعر؛
        مادرم پینه ی دست تو نشان هنرست
        پنجه ات از همه ی خلق هنرمندترست
        می کند دل هوس بلبل و قمری بودن
        تا که این قالی چون باغ به پیش نظرست
         دست تو کاشته هرگوشه ی این باغ لطیف
        غنچه ها و گل سرخی که سر شاخ ترست
        می خورند آب از آن حوض میان قالی
        بوته های گل وهرمرغ که خوش بال وپرست
        تا که بیرون نزند شاخه ای از باغ هنر
        حاشیه مثل حصاریست که در دور و برست
        الغرض باغ گلت هیچ ندارد کم و کاست
        هست هرچیز به جای خودو نظمش سمرست
        این چراغ هنر و لطف و صفایت مادر
        آتشی هست که از قعر دلت شعله ورست
        زنده باشی صد و پنجاه کمی هم افزون
        زنده ماند به جهان آن که غلام هنرست
        این که چه چه زده از لطف و صفایت اینجا
        بلبل و خاک کف پای تو مادر پسرست
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۱۴۷ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.