سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 30 مرداد 1398
  • روز بزرگداشت علامه مجلسي
  • حمله به مسجد گوهرشاد و كشتار مردم توسط رضاخان، 1314 هـ ش
21 ذو الحجة 1440
    Wednesday 21 Aug 2019
    • روز جهاني مسجد
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    چهارشنبه ۳۰ مرداد

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    یک شب برفی
    ارسال شده توسط

    سیده نسترن طالب زاده

    در تاریخ : سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ۰۱:۱۹
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۸۳ | نظرات : ۰

    :لطفا همین رو بدین،
    :همین?
    بله بله
    پیرمرد زیرلب میگوید
    این پنجمین قرآنست
    ، مرد جوان به سرعت هزینه ی کتاب را پرداخت میکند و از مغازه خارج میشود،
    زنگ به صدا در می اید
    نگهبان به سمت دربازکن خیز بر میدارد
    مرد جوان داخل میشود
    با کتابهایی در دستانش
    و کیف چرمی همیشگی
    بدون اینکه به پیرمرد نگاهی بیندازد به سمت آسانسور
    میرود
    ، زن میانسالی با یک دختر نوجوان ازدرب آسانسور خارج میشوند
     آفریقایی الاصل به نظر میرسند
    و همینطور که به مرد جوان نگاه میکنند به لاتین با هم گفت و گو میکنند
    .. بالاخره
    مرد پس از طی بیست طبقه به آپارتمانش وارد میشود
    ، چند مرد با لباس بومی عربی با شمشیرهایی که به کمرشان بسته اند و عمامه
    در داخل خانه منتظرند
    به عربی سلام میکنند و مرد جوان پاسخ میدهد

    به اکراه لباسهایش را عوض میکند و روی تخت دراز میکشد
    برف میبارد
    ،  آباژور را روشن میکند و لامپهای خانه را خاموش میکند و لپتاپش را روی پاهایش میگذارد
    حدودا چهارسالست که به اروپا مهاجرت کرده، و در یک شرکت ایرانی ساخت قطعات الکترونیکی مشغول کارست
    ،،  عطر زنی که مشغول تمیز کردن آشپزخانه است
    بسیار تندست
    ، سیستم تهویه  هم نمی‌تواند عطری مشابه عود را از محیط خارج کند..
    مرد جوان که  بعد از حدودا یک ساعت به خواب رفته است
    ، با صدای زنگ تلفن بیدار میشود
    نامزدش با او تماس گرفته است و قصد آمدن به خانه ی او را دارد..
    جوان بلند میشود، دور و بر را مرتب میکند و پلیور زرشکی سیرش را میپوشد و به آشپزخانه میرود که قهوه آماده کند
    زن خدمتکار، مدام جارو میکشد
    ، روزی چند بار جارو میکشد
    بدون اینکه اثری از گرد و غبار در خانه پیدا باشد
    مرد بلند بلند غرولند میکند و میگوید بسست
    لطفا برو
    اینجا نیاز به نظافت ندارد
    ..
    زنگ در به صدا در می آید
    ، جوان به سمت در میرود و با دسته گل بزرگی مواجه میشود
    ، آه
    گلهای رز آبی
    چقدر او گلهای رز آبی را دوست داشت
    ، دختر جوان
    به محض ورود به زبان انگلیسی در مورد بوی مطبوع خانه میپرسد و جوان پاسخ میدهد
    اینجا عود روشن کرده بودم
    و او را به طرف پذیرایی دعوت میکند
    ، زن مینشیند
    روبروی مرد جوان
    به او خیره میشود
    و میپرسد :از داروهایت  استفاده میکنی
    ، چقدر ژولیده و بهم ریخته ای
    مرد جوان پاسخ میدهد: خواب بودم و زن در مورد عوارض قطع داروهای روانگسیختگی، با او صحبت میکند
    جوان با جدیت سعی در قبولاندن سلامت روانی خود دارد
    ، مدام حرفهای دخترک را میبرد و گاهی بغض میکند
    که ناگهان صدای شکستن مهیبی از آشپزخانه به گوش میرسد
    هر دو دوان دوان به سمت آشپزخانه میروند
    اما چیز شکسته نمییابند
    به هال و اتاق خواب، حتی سرویسهای بهداشتی میروند
    ، زن با تعجب تکرار میکند اطمینان دارم صدا از داخل خانه بود و مرد پاسخ میدهد احتمالا مرتبط به طبقه ی زیرین منست
    این ساختمان عایقهای صوتی خوبی ندارد..
    مرد جوان دعوت نامزدش برای آخر هفته را رد میکند..
    و یکی از کلیدهای یدک درب ورودی را به دختر میدهد
    او خداحافظی میکند و میرود

    دو ماه بعد
    مرد جوان انگشتش را به شیشه ی بخار گرفته میکشد
    و نامش را روی آن مینویسد

    لباس سفیدی به تن دارد
    در اتاق باز میشود
    پرستار با  تعدادی قرص در دستهایش وارد میشود
    ، جوان بعد از کمی امتناع، قرصها را میخورد
    و دوباره بر روی تخت می افتد
    به دسته گل گوشه ی اتاق نگاه میکند
    زن خدمتکار
    با جسم آبیرنگ اثیری فضای تاریک اتاق را روشن کرده است
    ، چند مرد تنومند بلندجثه با لباس عربی کنار در ایستاده اند
    و برف میبارد.

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۹۱۱۶ در تاریخ سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ۰۱:۱۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0