سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 28 شهريور 1399
    1 صفر 1442
      Friday 18 Sep 2020
        سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

        جمعه ۲۸ شهريور

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        باایستگاه های مهربانی هم.....نامهربانی؟
        ارسال شده توسط

        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

        در تاریخ : چهارشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۵ ۲۰:۰۶
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۲۷ | نظرات : ۸

        مسئله ی تکّدی گری، خواه ناخواه...یکی ازناهنجاریهای بزرگِ تمامِ اجتماعاتِ بشر ی ست.
         همه ،کم وبیش با شکلها وروشهایِ کاریِ این قشرِ زحمت کِش،که برخلافِ نامشان، خوشبختانه، بالای فقرند...آشنا هستیم.
        یادم می آید...گاهی که یکی ازاین (عزیزان)،خیلی پافشاری می کردند درانجامِ وظیفه ی خطیرِ خود....مثال می زدند،(گداهای سامره را)......من که ندیده ام ولی....فکرمی کنم،امروزه این (استادانِ کار)..لازم است که هرازگاهی،...... کلاسهایی توجیهی برای همکارانشان درسامرّا......برپا نموده ،وآنهارا،.....بامِتُدهای جدید آشناسازند....
        همه دیده ایم....،شنیده ایم ویا.....برخورد داشته ایم...که اغلب آنچنان پُشتکاری ازخود نشان می دهند،درگرفتنِ (طلبِ خود)، که کاربیشتر،...... شکلِ زورگیری پیدا می کند....چون بالاخره، طرفِ مقابل با خود می اندیشد که،........ بُگذار لااقل ازاین همه آزارواذیّت راحت شوم....بنابراین دست درجیب کرده ،وآنچه راکه شاید....... خودبیشتر احتیاج داشته باشد،به فقیرِ محترم اهدا می نماید.
        وخدانکند مبلغ انگونه باشد که طرف انتظارش رانداشته است.........،آنچنان نگاهی می کند که(............).
        همه می دانیم که بخصوص درشهرهای بزرگ،.....این کارازطرفِ عدّه ای واقعاً سیاستمدار وفعّال وماهر، برنامه ریزی شده ودرقالبِ دسته....،گروه...وانجمن هایی صورت می گیرد که دارای اساسنامه اند وخروجِ ازاین هم....... ،خلافِ قانون  است ومجازاتهای سختی برای اعضا دارد.( شاید یکی ازدلایلِ دقّتِ زیاد این افراد، درکارِ خود،همین مرامنامه هاباشند)
        بنابراین به سرتان نزند که هیچگاه، وبه هیچ دلیلی بایکی ازآنهادرگیرشوید.....زیرا مسلّماً عدّه ای قالتاق، یکّه بزن وقُلدُر..... ازدورونزدیک تماشاگرِ این صحنه اندو......آنگاه که لازم باشد، بدونِ هیچ رودَروایسی........واردِ معرکه می شوند...وشماراپشیمان می سازندازآنچه که در دل داشتید، وبلایی به سرتان می آورندکه، آرزو می کردید.....ایکاش تمامی هست ونیستِ خودراداده بودید و،به چنین مصیبتی گرفتار نمی شدید.
        البته ناگفته نماند که هستند دربینِ اینها،....کسانی هم که واقعاً مُحتاجند....کاری ازدستشان ساخته نیست و، به اجبار ممکن است چنین کاری بنمایند...(عرض می کنم ،ممکن است...چون مُحتاجِ واقعی ، همه جوربلایی رابه جان می خرد، ولی آبرویش را،نمی فروشد)......
        شکلی واقعیِ این پیشه ی محترم،...... به گونه ایست که تشخیصِ اینگونه افرادِ واقعاً محتاج، بسیار دشوارست.....این راهم عرض کنم......اکثرِ این عزیزانِ زحمت کش.....،آنچنان درکارِ خود خِبره اندکه ازریزترین ودقیق ترین مسائلِ روانشناسی .....، بهره می برندوبدینگونه،....... سرِ خلق اللّه را، کلاه می گذارند..به(..................................) این گُشادی.
        چون همه ی عزیزان بااین مسائل آشنایی دارند....سخن راکوتاه می کنم ومی گُذرم ازانواعِ گوناگونِ شیوه های این کار........امّا، ازچندی پیش....افرادی مؤمن...وخیّر،دست به کاری زدندکه به خودیِ خودجالب بود وبسیار ارزشمند.......ایجادِ (ایستگاه های مهربانی).......
        که همه بانحوه وچگونگی ایجادِ ، وکاربُردِ آنهاآشناییم.....شکّ نیست که فلسفه ی بوجود آمدنِ آنها، جُزخیر وحفظِ آبروی عدّه ای محتاجِ آبرومند، چیزِ دیگری نبوده است.
        اگردقّت کرده باشید،چندیست که جلویِ این ایستگاه های مهربانی......،عدّه ای (نامهربان) رامی بینید.....(وبیشترخانمها)....که گویا این دکّه هارا، سرقفلی نموده ویا،.....اصلاً ازروزِ اوّل ، سندِ مالکیّت رابه نامِ آنها زده اند....وخوشبختانه ازانجا که بسیار هم زحمت کشند، تمامِ بیست وچهارساعت رامشغولند(بدونِ وقفه)........ ولی درطّی این مدبت چند شیفت،کارمی کنند ،نمی دانم(حتماً به شکلی هست که مطابق باقانونِ کارباشد)..............ومنتظرند که آدمِ خّیرِ (ببخشید، ساده لوحی)...کیسه به دست ازراه برسد وبخواهد نیتِ خیرش رااجرایی نماید......بلافاصله ،وپیشِ رویِ همان فرد مشغول می شوند....... وهرچه به دردبخوروخوب راجداکرده...به شکلی که باورکنید هنوزآن شخصِ محترم دورنشده،یخچال های تعبیه شده ویا چوب لباسی ها، تخلیه می شوند......و(ببخشید) بزرگترین، بیلا.....راهم گرچه نشان نمی دهند ،ولی کیسه های پُرشده ازاجناس وخوراکی ست که به هیچ وَجه هم، سعی درپنهان کردنش ندارند......(شاید اصلاً لزومی براین کارنمی بینند)...
        گاهی انسان باخودش فکرمی کندکه گوش به هرچه ،آیاتِ مربوط به انفاق....احادیث وروایات ببندد، انسان دوستی رافراموش کند،.......وبایک قاشق ویاسیگارِ روشن(که گویا سوزشِ بیشتری ایجاد می نماید) پُشتِ دستش راداغ نماید،.....که دیگرازاین کارها نکند،..... شبی نصفِ شبی ،مخفیانه ،این ایستگاه های مهربانی را...منهدم سازد....اگرهم گیرِ قانون افتاد...عیبی ندارد، لااقل، خودش راراضی کرده است......
        یکی نیست ازاین عزیزان بپُرسد که .....باایستگاه های مهربانی هم.....نامهربانی؟......خدابه دادمان برسد انشاءا...............
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۶۸۹۰ در تاریخ چهارشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۵ ۲۰:۰۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0