سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 5 مهر 1399
  • شكست حصر آبادان در عمليات ثامن الائمه عليه السلام، 1360 هـ ش
9 صفر 1442
    Saturday 26 Sep 2020
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      شنبه ۵ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      لطفا مداخله نمائید!
      ارسال شده توسط

      سید حاج احمدی زاده(ملحق)

      در تاریخ : جمعه ۷ فروردين ۱۳۹۴ ۱۵:۱۵
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۴۵ | نظرات : ۲۵

      نه مرادم نه مریدم
      نه پیامم نه نویدم
      نه سلامم نه علیکم
      نه سیاهم نه سپیدم
      نه چنانم که تو گویی
      نه چنینم که تو خوانی
      نه آنگونه که گفتند و شنیدی
      نه سمایم نه زمینم
      نه به زنجیر کسی بسته و برده ی دینم
      نه سرابم نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
      نه گرفتار و اسیرم نه حقیرم نه فرستاده ی پیرم
      نه بهر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
      نه جهنم نه بهشتم نه چنین است سرنوشتم
      این سخن را من از امروز نه گفتم
      نه نوشتم بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم:
      حقیقت
      نه به رنگ است و نه بو
      نه به های است و نه هو
      نه به این است و نه او
      نه به جام است و سبو
      گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را:
      آنچه گفتند و سرودند
      تو آنی
      خود تو جان جهانی
      گر نهانی و عیانی
      تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
      تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
      تو اسرار نهانی همه جا
      تو نه یک جای
      نه یک پای
      همه ای با همه ای هم همه ای
      تو سکوتی تو خود باغ بهشتی
      ملکوتی تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی
      به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
      در همه افلاک خدایی
      نه که جزیی
      نه چون آب در اندام سبویی
      خود اویی
      به خود آی تا به در خانه ی متروکه ی هر عابد و زاهد ننشینی و
      به جز روشنی و شعشعه ی پرتوی خود هیچ نبینی
      و
      گل وصل بچینی
       
      این شعر به اشتباه در خیلی از سایتها و غیره با کمی تغییر به نام مولانا انتشار داده شده است در حالی که مولانا هیچوقت اینگونه شعر نسروده و شعر نو ندارد و دیگر آنکه مضمون شعر فوق كاملاً انسان‌ گرايانه است، يعنی خود و انسان را به جای خدا نشانده است و شما را از مراجعه به عابد و زاهد پرهيز می دهد و خيلی صريح می گويد تو در همه افلاك خدايی!  که البته عده ای آن را تغییر داده و نوشته اند : در همه افلاك بزرگی ! که در کل این شعر از مولانا که عارفی خداپرست بود بدور است. شاعر این شعر فریدون حلمی می باشد والبته شاید هدف فریدون حلمی نیز از خودشناسی به خدا رسیدن باشد.

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۵۲۶۷ در تاریخ جمعه ۷ فروردين ۱۳۹۴ ۱۵:۱۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0