سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
ترجمه‌ی شعرهایی از ریباز محمود
ارسال شده توسط

سعید فلاحی

در تاریخ : سه شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳ ۰۳:۴۷
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۵۰ | نظرات : ۰

آقای "ریباز محمود" (به کُردی: ڕێباز مەحموود) شاعر کُرد، در سال ۱۹۷۳ میلادی در شارباژیر استان سلیمانیە‌ی اقلیم کردستان دیده به جهان گشود. 
وی فارغ‌التحصیل دانشکده‌ی معلمی است و چند سالی را در تهران به کارگری پرداخت و سرانجام حوالی سال ۲۰۰۰ میلادی به اروپا مهاجرت کرد و اکنون در شهر لاهه‌ی هلند اقامت دارد.
کتاب "با یاری به بیرەوەرییەکانی باخچە دەکات" (باد بە یاری خیالات باغچه رفته است) در سال ۲۰۰۸ میلادی، از او چاپ و منتشر شده است.
◇ نمونه‌ی شعر:
(۱)
ای مهربان من!
تا تو در خیال من هستی،
نمی‌توانم اوقاتم را به بطالت بگذرانم...
 
(۲)
ماندن، توهمی‌ست بزرگ!
که کسی توانش را ندارد
همه‌ی ما مسافر هستیم،
چه بدانیم، چه ندانیم.
 
(۳)
تنهایی، 
مانند جوی‌ آبی‌ست،
که گیاهان بی‌شمار 
اطرافش روییده است...

(۴)
آه ای وطن!
تو که یک وجب جا برای من نداشتی،
تا جوانی‌ام را در آنجا سپری کنم...
اکنون هم هیچ در طلب به دست آوردن دلم نیستی،
با این وجود همیشه برایم جای سوال داشته،
تو چه وردی خوانده‌ای،
که در این غربت و دربدری 
همچون کودکی گریان و بهانه‌جو،
همیشه در طلب تو هستم!!!
...
تا که آنجا بودم،
چون برده‌ای زر خرید،
هر دو پایم را به بند کشیده بودی!
اکنون چرا،
تمام وجودم را لبریز کرده‌ای 
از حسرت و آرزوی 
قدم‌زدن در غروب‌هایت؟!

(۵)
از وطن هجرت کردم،
و چه بسیار افرادی که می‌گفتند: 
گرگ‌ها، بسیاری از غریبه‌ها را دریده‌اند!
ولی من دیگر رفته بودم و 
دیگر نمی‌توانسم 
باز گردم به خانه‌‌ای که به جایش گذاشته‌ام...

(۶)
هرگاه که تو در تصویر شعرهایم می‌نشینی،
هیچ چیزی برای گفتن پیدا نمی‌کنم.
...
برای به فراموشی سپردن تو،
دنیا پر از آشوب و 
مردن دردناک‌تر باید باشد...
ولی افسوس من هنوز هم چشم به راهت هستم...

(۷)
قلبت را از مشتت بیرون بکش و 
سر جایش بگذار...
آیا از غربت 
چاله‌ای عمیق‌تر داریم،
آنگاه که تمام زندگی‌ات را باخته‌ای؟!

(۸)
شب، رنگ و روی عاشقانه‌ام را به خود می‌گیرد 
تا ستاره‌ای نو پدید آورد...
زیرا، در این ظلمت دوران 
تنها منم،
که لبریزم از زیبایی‌های تو!

(۹)
تمام خاطراتم لبالب از درد و گسستن است،
با خودم می‌اندیشم: 
شاید من دره‌ای همیشه گرفتار در زیر مه باشم!...
برای رهایی‌ام،
نترس و غربتم را پایان ده و
در لحظات این روزگاران،
خودت را نمایان کن!

(۱۰)
دیروز التماس می‌کردم که تنهایم بگذاری،
امروز خدا خدا می‌کنم که برگردی...
در این میانه،
کاش تو می‌دیدی:
چه زجرناک، دارم پیر می‌شوم!

شعر: #ریباز_محمود
برگردان: #زانا_کوردستانی 
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۳۰۲ در تاریخ سه شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳ ۰۳:۴۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید
۳ شاعر این مطلب را خوانده اند

محسن گودرزی

،

محمد باقر انصاری دزفولی

،

سعید فلاحی

نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0