سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
چیز دیگری تا عید نمانده
ارسال شده توسط

مرضیه حسینی

در تاریخ : سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ ۰۴:۱۷
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۷ | نظرات : ۱

بوی هزار خاک خیس خورده می آید وقتی مادر بزرگ کوچه را برای آمدن بهار آب و جارو می کرد.
همان کوچه که درخت اش بوی شکوفه ی سیب می داد.
چیز دیگری تا عید نمانده!
بیا برویم تا در تیک و تاک کوچه پس کوچه های منتظر، کودکی مان را قدم بزنیم، خاطرات خیس خورده را به نسیم بسپاریم تا قصه ی عید سال های دور برایمان تکرار شود.
چیز دیگری تا عید نمانده!
بیا برویم به شادباش باران و گل سرخ، آنجا که نسیم هزار و یک شعر عاشقانه می خواند.
چیز دیگری نمانده تا خدای همیشه تر و تازه شال سبز سادات را بر سر بهار بیندازد.
بهارتان سبز و حال دلتان احسن الحال
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۴۶۱۰ در تاریخ سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ ۰۴:۱۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید
۳ شاعر این مطلب را خوانده اند

مرضیه حسینی

،

شاهزاده خانوم

،

طاهره حسین زاده (کوهواره)

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
بهروز چارقدچی (مجنون)

ای بابا یه پاکت سیگار نهایت دویست تومان اااا لیکن نفس دزدی کار خوبی نیست اااا از بنده در روز روشن پی ام گمشد
شاهزاده خانوم

می شود چشمش پر از اشک و به خویش می دهد امید دیدار مرا ااا من به اشکش خیره از این سوی و باز ااا دزد مسکین برده سیگار مرا
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0