سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

شنبه ۲۰ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
آیا می‌شود مامان بابا شود و بابا مامان
ارسال شده توسط

ابراهیم آروین

در تاریخ : پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۴۰۲ ۱۸:۵۸
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۸۲ | نظرات : ۶

آیا می‌شود بابا مامان شود و مامان بابا
ما که می‌گوییم؛ بله 
شاید دلیل قانع کننده‌ای نداشته باشیم
شما اگر دارید ، بنویسید ،نقدکنید
اگر هم مخالف نظر ماست نظرتان 
دلیل بیاورید و رد کنید 
شنیده‌اید که می‌گویند  ؛ پدرم بود مادرم ، مادرم بود پدرم 
اینهم شاهد دلیل ما 
یا 
هم پدرم بود هم مادرم 
ما که نفهمیدیم ، کمی گیج شدیم ولی حرف ما همان قبلی ست
طنز ریزی دارد ؛ اما 
 
 
 
گرچه نه پدر می‌تواند جای مادر بگیرد
 و نه مادر جای پدر تا زمانی که باهم‌اند و دوبال فرزند 
تازه بعد از رفتن یکی ، دیگری جای او را می‌گیرد ولی همیشه 
جای خالی اش حس می‌شود حتی اگر هم پدر شود و هم مادر
 و پیر شود بچه
(از نگاه طبیعت انسانی)
 
 
پ‌ . ن 
 
سرسنگینی اینجا سمت خانم هاست 
ما که برای زنها احترام قائلیم‌ و 
بهشت زیر پای مادران است 
جای حرفی نیست و 
حرفی بالاتر ازاین هست ؟
ما که می‌گوییم خانم‌ها :
                 بهشت ، پشت قباله‌هایتان مهریه بزنید 
نگران نباشید که اگر اینور ،دنیا نبود و نشد 
آنطرف آخرت هست ،
به شرط مادر شدن 
 
شاید ، نه 
حتما خدا از حال امروز بشر با خبر 
زن با زن 
مرد با مرد 
ازدواج شیطانی است ! 
انسان نوع حیوانی است ؟
 
,کمپین, راه می‌اندازند شبیه گله‌ی وحش
خری از گاوی پرسید می‌شه با هم ازدواج کنیم
گاو که دید این حرف خر‌ بنظرش  جالب و از طرفی بسیار مسخره و
 از سویی خر رو حرفاش بسیار پا فشاری می‌کرد و جدی بود  پیش خودش کمی فکر کرد و گفت آره ، چرا که نه 
ولی برای ازدواج شرطی دارم 
_ گفت چیه، می‌شنوم 
_ هر موقع مثل من شاخ در آوردی بیا تا باهم وصلت کنیم
خر گفت باشه 
خر رفت پیش گوزن و گفت تو که شاخ‌هات آخرش می‌افته یه لطفی کن و هر قیمتی هم که گفتی حاضرم 
من می‌خوام ازدواج کنم و شرایط ضمن عقد خانمم این ست که باید شاخ داشته باشم 
گوزن دلش سوخت و گفت من دو شاخ مال پارسال دارم به تو می دهم 
خر شاخها گرفت گذاشت روی سرش و رفت پیش گاو و گفت اینهم شاخه‌ها
گفت خیلی خوب مشکلی از طرف من دیگر نیست فقط داماد هنگام عروسی باید ریشه‌ی گل کلم به عروس هدیه دهد 
گفت باید چکار کنم 
_ با شاخهات ریشه گل را از زمین در بیار بده به من
خر همچنان که شاخ بر زمین زد از کله‌اش شاخه‌ها افتادند
_ رو به گاو کرد و گفت شاخ برای من به چه درد می‌خوره 
گفت تا گاوی شاخت نزنه ، الان هم تا گاوی تورا  ندید و شاخت نزده بدو و  از همان‌ راهی که اومدی برگرد 
اما بشر گویا تا گاوی شاخش نزند نمی‌فهمد
 
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۳۲۷۴ در تاریخ پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۴۰۲ ۱۸:۵۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0