سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 16 بهمن 1401
    15 رجب 1444
    • وفات حضرت زينب سلام الله عليها، 62 هـ ق
    Sunday 5 Feb 2023

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      يکشنبه ۱۶ بهمن

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      «»««»»مائده های شَب««»»«««
      ارسال شده توسط

      داریوش پورافشار

      در تاریخ : ۲ هفته پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۲ | نظرات : ۴

      شبِ سُکوت بود 
      میانِ علفزارِ ذهن من!
      مَترسکها، کلاغها را به جَشن دِلتنگی فرا خوانده بودند،
      تنها دانه های گندم بود که زیر منقارِ هجومِ اَفکارم آسیاب میشُدند، 
      و خواب، قَصیده ی بیداری‌ها را سُرنا میکشید از عُمق دره های پر زه یاد،،،
      صَندلی متحرک از تنِ خسته م، گاه جدا گاه محکم درآغوش، گهواره ی بچگی هایم را تَداعی میکرد، 
      شمعی نیمه جان می‌سوخت و میلرزید بر طاقچه ی بی گلدانم، چنانکه کور سویی نوری در نگاهَم ،،بتواند،، از پشت پَنجره ی کلبه م،
       تصویرِ سگِ ولگردِ محل که استخوانِ زندگی را میان پوزه هایش به دندان آویخته بود و خرامان به سویی خانه ی چوبیش می‌رفت را به طنابِ آویخته میان دو درخت، که لباسهای سال نو را به رختِ تن پوشانده بود از لابِلای سیلی های خورده از باد، به سمتِ تَنها جاده ی بی مسافرِ گِل آلودِ باران خورده، زیرِ قَدمهایَیم 
      از پسِ خَموشی شعله هایش بِکشاند به قاب، 
      دور شده بودم به گواهی از ناپیداها،، و پیدا بود از شُرشُر تَنم بر روی سَنگینی کفشهایَم که راه درازی را پُشتِ سر جا گذاشته بودم، 
      همانندِ پیر شده های روزگار که هر قدم قَدِ یک عصا همراهیشان میکند لاکپشت وار از اینجا تا بدانجا، 
      انگار عُمر به پایانِ نزدیک ترین کلمه رسیده بود،
      مانند آغازِ دیداری، گفتنِ سلامی و شوق به گفتگوها، هم آغوشی ها، تا عاشق شدن ها، دلتنگیها، فراموشی ها، دردها، زاییشها، بیماریها، خستگی‌ها ووو تا نزدیکترین کلمه به پایان،
       و شاید آخرین کلمه ی بدون تکرار
      به قد یک آمدن و سلامی،
      یک تماشا
      و یک رفتن و یک خدانگهدار.
      «»««»««»»««»»«««»»«««»»««««»»«««»«««««»«««
       
      داریوش افشار ✍️

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۹۱۶ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0