سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

شنبه 12 اسفند 1402
    22 شعبان 1445
      Saturday 2 Mar 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        شنبه ۱۲ اسفند

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مرگ زندگی
        ارسال شده توسط

        منیژه قشقایی

        در تاریخ : چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۰۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۶۱ | نظرات : ۰

        بنام خداوند بخشنده مهربان .
        عرض ادب و درود
        بارها از من پرسیده شده است بعداز مرگ چه برسر آگاهی ما خواهد امد،پاسخ این است ،که هرزندگی یک توشه ای از آگاهی ویک توشه ای از آرزوها برای شما خواهد داشت ‌.پس تکلیف آگاهی و علمی که دراین زندگی دارین چه خواهدشد،صفرخواهدشد؟
        خیرصفر آخرین مرتبه ی اگاهیست
        پس عدم گردم عدم چون ارغنون،آگاهژ و علم طبق اصل صفرم ترمودینامیک جاودانه خواهدبود،اما تغییرفرم می دهد،آگاهی به جسم   و جسم به آگاهی تبدیل می شود،تفاوت انرژی و آگاهی چیست ؟انرژی شکل  و فرم که بگیرد آگاهی ست ،برق انرژیست وقتی به موج یا دامنه یا فرکانسی خاص تبدیل شودمیشود موج و سیگنال .انرژی هستی دارد اما شکل منظمی ندارد،حالتی از انرژی که شکل و نظم بپذیرد میشود آگاهی  وعلم .
        آنچه بعد از هرمرگ می ماند در دور بعدی کالبد خواهدشد،یعنی آگاهی قبلی شما کالبد فعلی شماهست ،آگاهی فعلی شما ،کالبدبعدی شما می شود،کالبد ظرف روح است روح آب است ،آگاهی شما تعیین می کند کم و کیف این ظرف چگونه باشد.
        «مهران صادقی نور»
         
        از جمادی مردم و نامی شدم
        وز نَما مُردم، به حیوان سر زدم
        مُردم از حیوانی و آدم شدم
        پس چه ترسم؟، کی ز مردن کم شدم؟
        حمله ی دیگر بمیرم از بشر،
        تا برآرم از ملایک پرّ و سر
        وز ملک هم بایدم جَستن ز جو
        کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ
        بار دیگر از ملَک قربان شوم،
        آنچه اندر وهم ناید، آن شوم
        پس عدم گردم، عدم چون ارغنون-
        گویدم: إنّا إلیهِ رَاجعُون
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۲۳۵۳ در تاریخ چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۰۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0