سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 30 ارديبهشت 1401
    20 شوال 1443
      Friday 20 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۳۰ ارديبهشت

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        انتقام خوبست یا بد؟
        ارسال شده توسط

        بهمن بیدقی

        در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۴ | نظرات : ۰

        انتقام خوبست یا بد؟
        مورد اول :
        چندسال پیش ، درمیدان امام حسین ، یک جوان بسیجی توسط جوان دیگربه قتل رسید . خانواده ی مقتول بنا به عقاید مذهبی و شاید امید به ثواب دنیای واپسین ، یا اینکه با مرگ قاتل ، عزیزشان که زنده نمیشود یا هردلیلِ دیگری که داشتند ، ازخون عزیزشان گذشتند وقاتل هم پس ازگذراندنِ حبسِ اجباریِ جرم، آزاد شد وپس از مدتی ، مرتکبِ قتلی دیگر شد . خانواده ی دومین مقتول او را نبخشیدند و او اعدام شد ودنیا، سومین قتل توسط او را ، دیگر تجربه نکرد .
         
        مورد دوم :
        پسری  به دلیلِ رد خواستگاری اش از سوی دختری ، به صورتِ دختر اسید پاشید . مادرِ پسر، جمله ی احمقانه ای را عنوان کرد : که پسرش همیشه باید به چیزی که میخواهد دست یابد . درنهایت دختر، پسر را بخشید و او با افکارِپلیدی که مادرِ پسر به آن معترف بود ، آزاد شد . خدا به دیگران رحم کند .
        حالا پسر میتواند برود یک زندگی مثل دیگران به هم بزند و عشق و حالش را بکند .
        پس زندگیِ قربانی چه میشود ؟ زندگیِ کنونی اش را میگویم .
        درست است  که در عالم باقی ، شاید اجرِ این قربانی بهشت باشد ولی این زندگیِ جهنمی اش چه ؟ اینکه فقط برای دنیایش افسوس میماند و بس .
        دراین دنیا که قربانی درجهنمی ست ولی درآن دنیا ، مجرم شاید به واسطه ی گذشتِ اواز حق الناسی که او برای قربانی رقم زده است ، طعم جهنمیِ عذابِ کارش را حس نکند ، بجز طعمِ عذابِ وجدان .
        یعنی آن مجرم لااقل دراین دنیا ، میتواند درس نگرفتن اش ، کار دست دیگر آدمها بدهد ، مخصوصاً اگر از آنهایی باشد که به وجدانشان بی محلی میکنند و به قولِ معروف ، اگر " بی وجدان " باشند .
        بهتر نیست آزادیِ او در ازای آثاری میبود ؟ از جمله شرمندگیِ واقعی ، نه ظاهری ، آثارِ خیری و ...
        وگرنه آزادیِ او چه خیری به دنیا خواهد رسانْد ، جز شرّ ؟ و جز زخمِ دلی بر دلِ قربانی ؟
        در فیلمی ، نویسنده ، راهکاری را عنوان کرده بود که دخترِقربانی ، شرطِ رضایتش را ، ازدواج ابدی با آن مسببِ اسیدپاشی دانست و پسر باید تا ابد آن صورت ناخوشایند را  تحمل میکرد ، که نظر عاقلانه ای بنظرمیرسد که شاید از قصاص هم اثربخش ‌تر وهوشمندانه تر باشد . شاید این انتقام از آن بخشش بیدریغ اثربخش تر باشد ، تا یک اوباش ، علاوه برادامه ی زندگی، عواقبِ کارِاحمقانه ی خود را هم حس کند و بچشد .
         
         
        مورد سوم :
        چند جوان به نیت تعرض به دختری ، به  او حمله ور شدند . در آن میان ، کم سن و سال ترینِ ایشان در این اقدام، بی‌تقصیربود ولی به وقتِ مجازات ، آن دختر که سر وگوشش هم می جنبیده برای رهایی ازاین رسوایی و آبروریزی، خوش قیافه ترینشان را که اتفاقاً کم سن وسال ترینِ شان هم بوده و تنها تقصیرش، همراه بودن با آن دوستانِ خبیث و ناباب بود را بعنوان مجرم اعلام نمود .
        آن دختر که به قانون هم واقف بوده ، بعنوان انتقام ازبلایی که به سرش آمده ، ازدواجِ ابدی با آن پسر را با مهریه ی دست و پایش پذیرفت و سپس رضایت داد .
        یکی برایم تعریف میکرد : پس از ازدواج آندو ، پسر، به مرحله ی دیوانگی رسیده . هر خروج همسرش از خانه ، شکِ وحشتناکی ازبی شرافتی از سوی همسر را در او برمی انگیزد که بیماریِ روانش نزدیک است او را کاملاً  از پا بیندازد ، ولی هر چه  فکر میکند راهکار و انتقامی در ازای اینکه به سرش آمده نمی یابد . درواقع طبق قانون ، او حتی اجازه ی انتقامی را هم ندارد . پس بیگناهی اش چه میشود ؟
        و اینکه حتی ، نیت گناه را هم نداشته و فقط خریتِ کنارِ گناهکاران بودن ، کلِ  گناهِ  اوست . که البته کم گناهی نیست .
         
        همه اینها، درکنارِ رفتارِ ناخوشایندِ اغلب گناهکاران که درازای عمل خلافکارانه فکرمیکنند با یک یا چند ببخشید ویا چند جِزّو نال میتوانند جبران مافاتِ حتی قتلی را بکنند ، موضوع را به بحث مسخره ‌ای تبدیل کرده . گناهکار، با تکبری که ناشی ازعدم پذیرشِ کاملِ گناهش است به اجبار و برای رهایی ازمجازات، ازبی گناه عذرخواهی شکسته پیکسته ای میکند و در صورت عدم پذیرشِ بی گناه ، خود و بستگانش ، به بی گناه تا میتوانند توهین میکنند و میگویند : به جهنم که معذرتِ ما را قبول نمیکنی ، هرغلطی میخواهی بکن . و از این سریِ  برخوردها . غافل از اینکه ، اگر یک تنه زدن با یک معذرتخواهی حل شود ، باید یک قتل هم به همین آسانی رفع و رجوع شود ؟ اگر ماجرا معکوس بود و خودِ آنها این داغ را باید تحمل میکردنند هم به همین آسانی ها رضایت میدادند ؟ 
        خدا این اتفاقات و جهالت های پس ازآنرا ، نصیب هیچکس نگرداند ولی معمولاً، بیگناهان ماخوذ به حیا هستند و شاید در ازای داد و بیدادهای وقیحانه ی کناهکاران و وابسته های ایشان ، کوتاه بیایند و مبادرت به رضایت کنند ، ولی درکل ، آنچه را که منظورِ نظرِ من است اینست که انتقام خوب است یا بد ؟
        افرادِ مشهور زیادی ، اقدام  به گرفتن رضایت از خانواده های  " عزیز از دست  داده " یا " مظلوم واقع شده " میکنند ، اما آنها فقط سرشناس اند نه کارشناس .
        بگذریم ازقتلهای غیرعمد که مثلاً با یه هُل دادن ، مقتول تعادلش را ازدست میدهد و با برخوردِ سرش به جایی فوت میکند ، بحث ما برسرِ قتهای عمد وبی آبرویی هایی ست که هیچوقت جبران نمیشود.  آیا این رضایت گرفتن ها حتی ثواب دارد یا نه ؟
        آیا باعثِ تکرارِ وقیحانه ی این قبیل جرمها نمیشود ؟
        با لحاظِ تعصب های دگم و خشکی که آنهایی که از دور دستی بر آتش دارند متصورست ، سؤالِ من این است که اگر کسی ، دستِ دور از آتششان را به زور داخل آتش کند و آنقدر نگه دارد که جزغاله شود ، بازهم نظرشان گذشت ومهربانی ست ؟ یا چون این ظلم برخوشان فرود آمده طور دیگر خواهند اندیشید ؟ اینرا میخواهم خودم بدانم . حتی اگربه آنها سندِ رسمیِ بهشت را هم بدهند، ازحقِ قصاص شان میگذرند ؟
        آیا بهتر نیست  بجای بخششِ کاملِ جرم ، عفو را منوط به انجامِ خیرِ کثیری یا جلوگیری از شرِّ عظیمی نمود نه بخششی یهویی ؟
         
        عصاره ی کلامِ حق در کتابِ حق اینست : که در قصاص زندگی ست ولی اگر بخششی اتفاق افتاد ، این بخشش ، جبران کننده ی سیئاتِ بخشنده با خیرات و خوبیهاست .
        این دل نوشته فقط درپیِ مطرح کردنِ یک سؤالِ مهم است ، و حتی نمی گویم که انتقام خوبست ، یا انتقام بد است .
        مطمئن ام در این مورد هم ، مثل همه موضوعاتِ دیگر، هرکس نظرِخود را دارد و نظرهرکس هم برای خودش محترم است .   
        بهمن بیدقی 1400/11/21

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۲۰۵۷ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0