سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

سه شنبه ۱۸ آذر

پست های وبلاگ

شعرناب
چیکارکنم؟ چیکارکنم؟
ارسال شده توسط

بهمن بیدقی

در تاریخ : شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۱۵
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۰۵ | نظرات : ۲

چیکارکنم؟ چیکارکنم؟
 
میگن بهترین جنگ ، دفاعه . من یه عمر برای دفاع ازخودم ، می جنگیدم . یعنی دقیقاً برعکسِ این تفکرِ پخته . درنتیجه اعصابم خورد میشد وفشارخونم میرفت بالا.
 
اونقدر پیش رفتم  تا یه جایی متوجه شدم دیگه توان هیچ درگیری  و ناراحتی رُو ندارم . اعصابم ضعیف شده بود . لشکرِ گلبولهای قرمزِ خونم ، وارفته بودن . به خودم گفتم : چیکار کنم ، چیکار نکنم ؟
به خودم گفتم : روش ام رُو عوض میکنم . اصلاً درمقابلِ  بداخلاقی ها ، بد دهنی ها ، انتقادهای نابجا و نامردانه ، سکوت میکنم . از خودم پاکشون میکنم .
راستشو بخواهید ، سکوت به آدم  ابهت میده . سکوت ، با چاشنیِ بی تفاوتیِ خودساخته ، آدم رُو مثل کوه نشون میده . سکوت خیلی باشکوهه .
 
تووی درگیری‌ها ، حتی عربده ، به آدم ابهت نمیده که هیچ ، باعث میشه خیلی ها آدمو ریز ببینن .
همین ریزدیدنِ دیگرونه  که بعضی  پهلوون پنبه هارُو  به انتقام می کشونه . بادکنکهایی که ، با  یه نگاهِ تحقیرآمیز می ترکن د وحتی کار دستِ صاحب نگاه میدن و صدالبت کار دستِ خودشون ، و بعد از انتقامِ مزخرفشون هِی کوچیکتر و کوچیکتر میشن تا اینکه از نگاه دنیا محو میشن و میرن توو لشکر ابلیس .
 
وقتی می جنگی باید نقشه ی جنگی داشته باشی و چون حوادث ، معمولاً یکباره حادث میشن، وقتی برای نقشه کشیدن نیست ، پس مجبور میشی یا حرکتی احمقانه بکنی و به چه کنم چه کنم بیفتی و هِی به خودت
بگی : چیکارکنم؟ چیکارکنم؟ یا قرمزبشی و میزان الحراره ی جسمت بچسبه به ماکزیمم . تازه اگه شانس بیاری وسکته نکنی، مریضیِ قند وبیماری روانی وافسردگی هم روشاخشه وصدتا کوفت وزهرمار دیگه.
 
پس آرام ، اگه توهینی شد ، زهرخند یا بی ‌تفاوتی ، ترک کردن صحنه ، آنچنان بلایی به سر دشمن میاره که نگو و نپرس ، و اگه ادامه داد ، یک حرکتِ بی موقع درحینِ بی تفاوتی ، آن چنان بلایی به سر دشمن میاره که نگو و نپرس . آزمایش کردم ، جواب داد .
 
من گاه با لبخند وخنده ای کوتاه و تلخ ، و سکوت و گاه ، حتی با نگاهی دلسوزانه که معنایش اینه که : متأسفم برات، دشمن رُو به خاک مالیدم که درنتیجه او هم ، به ورطه ی سکوت کشیده شد. یک عربده از جنسِ سکوت ، ازطرف من و یک سکوتی پُر از له شدنِ دشمن در زیرِ سنگینیِ سکوتم .
اینک جنگِ سکوت ها .
روش بدی نبود . بد نیست ادامه ش بدم .
شاید درنهایت، راحت تر ازعصبانیت باشه. به راحتیِ گذاشتنِ یه پستِ توهین آمیز، که مدتهاست خیلی ها تووش استاد شدن !!! به همین راحتی ، به همین سادگی .
تنها افسوسم اینه که این روش خوب رُو با اینکه قبلاً به من گفته بودند، برای خودم دیربه منصه ی ظهور رسوندم . یعنی بعد از اینکه غده ی پانکراس ام چپ و چُل شد و مزه ی تلخِ کلی مریضی رُو چشیدم .
فقط جای شکرش باقیه، تا حالا سکته نکردم ، ولی تا یه قدمیش رفتم .  خدا بِهِم رحم کرد . که واقعاً خیلی سپاسگزارشَم .
 
بهمن بیدقی 1400/10/25  

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۱۸۸۲ در تاریخ شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۱۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
فرهاد احمدیان
شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۴۳
سلام و درود فراوان بر شما جناب بیدقی
بهمن بیدقی
بهمن بیدقی
يکشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ ۰۰:۰۵
با سلام و عرض ادب واحترام آقای احمدیان بزرگوار
سپاسگزارم از لطفتان
شاد باشید و سلامت
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0