سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 11 آذر 1400
  • شهادت ميرزا كوچك خان جنگلي، 1300 هـ ش
28 ربيع الثاني 1443
    Thursday 2 Dec 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      پنجشنبه ۱۱ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      داستان.و .شنیده ها
      ارسال شده توسط

      محمد رضا خوشرو

      در تاریخ : پنجشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۰ ۱۹:۰۵
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۳۹ | نظرات : ۳۹

      به نام خدا
      روایت و داستان
      خداوند سوالی از ملک الموت می پرسد
      ای ملک الموت تا به حال برمرگ کسی دگرگون شده ای
      ملک الموت پاسخ می دهد بله
      خنده...۱...روزی امر فرمودید برو جان شخصی را بگیر
      رفتم .دیدم از کفاشی مشغول خرید کفش است.و به مغازه دار می گوید کفشی به من بده که دوسال پا کنم. و برایم کار کند .آنجا به امر شما جانش را ستاندم.و.خندیدم.
      گریه...۲...روزی امر فرمودید .جان زنی را بستانم. رفتم.
      دیدم زن در صحرا مشغول جمع آوری هیمه است .
      این زن باردار بود و بر زمین نشست .برای درد زایمان .رسیدم بر بالای سرش دیدم بچه دارد به دنیا می آید .از شما درخواست کردم .اندک زمانی بدهید.بچه این زن دارد به دنیا می آید .شما زمان دادید .بعد از به دنیا آمدن بچه .جان زن را به امر شما ستاندم...و بچه در بیابان تنها مانده بود .آنجا بود که گریه کردم.
      و شما امر فرمودید برو.و من رفتم.
      غبطه...۳...روزی امر فرمودید جان شخصی را بگیرم.
      نزدیک خانه شدم.خانه نورانی بود .چشمانم از نورشدید به درد آمده بود .نمی توانستم جلویم را ببینم.عطر دلربایی 
      همه جا را گرفته بود .همه جا نورانی و خوش عطر بود.از نور شدید به زحمت وارد شدم . و شما امر فرمودید جانش را بستان و من ستاندم.آنجا غبطه خوردم
      و از شما سوالی پرسیدم .که بارالها. این شخص کیست چرا اینقدر نورانیست.
      جواب.....
      به خاطر داری در بیابان جان زنی را به امر من ستاندی.
      این شخص همان بچه است...بچه همان زن است..
      که من خود اورا بزرگ کردم...و امروز باید جانش را 
      می ستاندم.....
       
       
      ....داستانهای زیبا....
      ۰۰۰داستانهای شنیده شده...
       
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۱۰۹۴ در تاریخ پنجشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۰ ۱۹:۰۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      پنجشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۴۱
      درود برشما استاد خوشرو عزیز وگرامی
      داستانهای جالبی بود
      بسیار شنیدنی عالی
      بازهم اگرچنین داستانهایی دار ی تعریف کن
      خیلی عالی بود موفق باشید خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۱
      تشکر فراوان🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۱
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      پنجشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۴۷
      درود فراوان بر جناب خوشرو بزرگوار
      بسیار
      عالی
      بود خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۱
      تشکر فراوان🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۱
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      پنجشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۴۷
      خندانک خندانک خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۱
      تشکر فراوان🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۱
      خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      سلام جناب خوشرو بسیار بسیار زیبا
      خواندنی شیریناست
      واقعا. لذت داشتدورود برشما
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۲
      تشکر فراوان🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۱
      خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      خندانک
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      خندانک
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      خندانک
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      خندانک
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      خندانک
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      خندانک
      طوبی آهنگران
      شنبه ۷ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
      خندانک
      آذر مهتدی
      يکشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۰ ۱۵:۳۹
      درود بر شما جناب خوشرو
      زیبا بود
      و قابل تامل
      بمانید با مهر
      🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۲
      تشکر فراوان🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم، شیرین ناز (ساغر دل)
      يکشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۵۴
      عرض سلام و احترام
      جالب و زیبا بود

      تشکر
      و
      درود بی کران خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۲
      تشکر فراوان🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      يکشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۵۸
      درود برشما جناب خوشرو
      عالی بود
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۳
      تشکر فراوان🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
      ارسال پاسخ
      مسعود مدهوش
      دوشنبه ۹ فروردين ۱۴۰۰ ۱۴:۵۱
      درود ها جناب خوشرو 🌻🌻🌻🌻

      افرینها،بسیار زیبا و جالب توجه✍قلمتان نویسا گرامی👏👏👏
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ ۱۳:۰۳
      تشکر فراوان 🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      يکشنبه ۱۵ فروردين ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      سلام جناب خوشروی بزرگوار
      بسیار آموزنده بود و غم انگیز
      مرا یاد مرگ خودم که بی شک روزی رقم خواهد خورد انداخت
      ان شااله که سلامت و شاد باشید خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
      سلام خدا نکنه بزرگوار .یک داستانی از یک کتابی خوانده بودم .جالب بود .برایتان نوشتم ...انشا الله صد سال عمر کنید .از این گونه داستان های جالب .زیاد بلدم ....ببینیم دوستان رضایت دارند .ادامه میدهم. رضایت نداشتند .که هیچ.🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ ۰۷:۱۰
      درود بر جناب خوشروی ارجمند
      داستانی اموزنده وتامل برانگیز
      پیروز باشید وموفق خندانک
      🌹🌹🌹🌹
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ ۱۷:۵۷
      سلام ..سپاس فراوان .خوشحالم که خوشنود شدید گل تقدیم شما.⚘⚘⚘⚘⚘⚘
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      پنجشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۰ ۱۱:۵۳
      به به بسیار داستان زیبا و پند آموز بود خندانک
      سجاد جم
      دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۰
      خندانک
      افسانه احمدی ( پونه )
      دوشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۰ ۰۷:۴۰
      دزودتان باد جناب خوشرو گرامی
      داستان زیبایی بود تبریک 🍃🌻🍃
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0