سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
پدر
ارسال شده توسط

بهنود کیمیائی

در تاریخ : چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۰۳:۴۱
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۱۰ | نظرات : ۱۰


شرکتی که پدرم مشغول بکار بود ورشکسته شد و شروع ب ریزش نیرو کرد با اینکه پدرم یکی از بهترین نیروها بود اخراج شد شکست رو داخل چهره اش دیدم؛کار آزاد رو شروع کرد و میدیدم با تمام توان کار میکند و اونجور که باید دستمزدشو بدن نمیدادن اما کار میکرد با دستمزد کم، یک جور شکست رو میپذیرفت تا درآمدی داشته باشه؛میدیدم وقتی که بچه ها چیزی میخواستن و پدرم نمیتوانست مهیا کنه مثل یک شکست خورده بود؛آنقدر سختی های پدرم را دیدم تا روز به روز شکسته تر شد و حرفی هم نزد؛اما پدرم نمیدانست که رفتارش نشان میداد اون یک قهرمانه و هیچ قهرمانی قدرت پدر من رو نداشت؛.......عاشقتم پدر.......
چهره اش مثل سیب خندان است...
پشت چهره اش غم فراوان است...
بگردم دور دست هایت....
بر وجودم همه دردهایت....

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۰۵۲۲ در تاریخ چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۰۳:۴۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
مجتبی شهنی
چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۱۵:۳۸
غمگین بود شعر آخر عالی بود خندانک
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۱۷:۰۶
ممنونم
ارسال پاسخ
مجتبی شهنی
مجتبی شهنی
پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹ ۱۹:۱۵
خندانک
مجتبی جهانیان
چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۱۹:۳۹
درود بر شما
موفق باشید خندانک خندانک
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۲۱:۲۶
ممنونم تشکر خندانک خندانک
ارسال پاسخ
قربانعلی فتحی  (تختی)
جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۴۳
درود فراوان جناب کیمیایی
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹ ۱۹:۵۴
ممنونم تشکر لطف دارید خندانک
ارسال پاسخ
مجتبی شهنی
پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹ ۱۹:۱۵
خندانک
محمد حسین محمدی(حبیب)
چهارشنبه ۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
درود برشما
فرانک برادران(فاخته)
جمعه ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۳۶
سلام همه ی ما این خاطرات را تجربه کرده ایم دردی مشترک....
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0