سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

چهارشنبه ۲۴ مهر

صفحه رسمی شاعر بهمن بیدقی


بهمن بیدقی

بهمن بیدقی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
شنبه ۸ بهمن ۱۳۴۵

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
۲ هفته پیش

شغل

:
مهندس عمران

محل سکونت

:
بدون اطلاعات

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۹۲
تا کنون 9 کاربر 23 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده

دارم تموم میشم شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

دل من باز گرفت خنده از لبهایم ، افتاد شکست چرا اینجوری شدم؟ چرا حالم بد شد؟ دلم حتی برای ، ...
این شعر را ۲ شاعر ۶ بار خوانده اند.
بهمن بیدقی ، منوچهر منوچهری (بیدل)
ثبت شده با شماره ۷۷۹۵۸ در تاریخ ۲۱ ساعت پیش    نظرات: ۱
کلید شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

سن قانونی ، سن حساسیست قبلِ آن، یک زندگی ، رویایِ بی فکری و خامی هاست بعدِ آن ، بیداری محضی ست  ...
این شعر را ۲ شاعر ۶ بار خوانده اند.
بهمن بیدقی ، سیف اله فاتحی
ثبت شده با شماره ۷۷۹۲۸ در تاریخ ۲ روز پیش    نظرات: ۰
سورئال شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

باز من بودم و تنهائی تنهائی ام گفت : بهمن ! خسته شدیم ، لااقل سرگرم بازی شیم  ...
ثبت شده با شماره ۷۷۸۸۴ در تاریخ ۳ روز پیش    نظرات: ۵
میهمان شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

همه راه ها به تاریکی رسید، تنها ره زیبای توست که روشنیهای پُر از رنگ و پُر از افسون و دل دارد ...
ثبت شده با شماره ۷۷۸۴۶ در تاریخ ۴ روز پیش    نظرات: ۱۰

صد سال گذشت و ما همانیم که بودیم یک سیرتِ خشک و بی تحمل  ...
ثبت شده با شماره ۷۷۸۱۳ در تاریخ ۵ روز پیش    نظرات: ۶

مجموع ۲۴ پست فعال در ۵ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر بهمن بیدقی


بازی زندگی
 
همه افراد حاضر در بانک ترسیده بودند. سارق تنها، با تهدید اسلحه، از متصدی بانک پول طلب میکرد.  حرکاتش ناشیانه بود و با عکس العمل سریع یکی ازکارکنان بانک و رفتنش به زیر
۱۰ روز پیش    نظرات: ۰

 دوباره در لفافه
میخواست بره بانک ، ولی جای پارک پیدا نمیکرد ، آخرای کار روزانه بانک بود . باعجله ماشینشو یه جا پارک کرد و بسوی بانک دوید . وارد بانک که شد نگهبان درو بست. چند مشتری دیگه هنو
۲ هفته پیش    نظرات: ۰
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0