سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زبان ارزشمندترین میراث یک ملت است .شوپنهاور

يکشنبه ۲۴ آذر

صفحه رسمی شاعر نیلوفر (دختر پاییز)


نیلوفر (دختر پاییز)

نیلوفر (دختر پاییز)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۱

برج تولد:

برج قوس

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
زن

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۵

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
ایران

علاقه مندی ها

:
بسکتبال ...

امتیاز

:
۱۰۶۹
تا کنون 196 کاربر 911 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
من دختر پاییزم نشان از برگ پاییزی... من دختری زاده پاییز و یک بسکتبالیست هستم....

لیست دفاتر شعر


۱

دختر پاییز


اشعار ارسال شده


می گویم برایت درد من ؛ ای ماه من... تا بدانی درد من ...شاید کنی درمان من.... ماه خونی تو مرا دانست ...
ثبت شده با شماره ۷۶۴۷۲ در تاریخ جمعه ۱ شهريور ۱۳۹۸ ۰۱:۴۵    نظرات: ۴۱

به تنگنا امدم دیگر... دلتنگ بودنم کافیست... ...
این شعر را ۲۷ شاعر ۵۹ بار خوانده اند.
لیلا امرباس(پریسا) ، فاطمه غیبی پور ، نیلوفر (دختر پاییز) ، منوچهر منوچهری (بیدل) ، شکیب داودی ، عباسعلی استکی(چشمه) ، همایون طهماسبی (شوکران) و ۱۹شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۷۴۶۰۴ در تاریخ پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ ۱۸:۳۸    نظرات: ۴۶

گریه های بی صدا... ضجه های خاموش.... ...
ثبت شده با شماره ۷۴۳۵۱ در تاریخ سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ ۰۲:۵۷    نظرات: ۳۷

حالا کویرم ...کویری خشک.... پس از برای تو بود که سبزوار بودم... ...
این شعر را ۱۸ شاعر ۳۵ بار خوانده اند.
حامد شهیر مهرآبادی ، نیلوفر (دختر پاییز) ، هومن کوچک پور ، مریم محبوب ، ایمان اسماعیلی راجی ، شعله(م جلیلی) ، ابوالحسن انصاری (الف رها) و ۱۰شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۷۴۲۳۰ در تاریخ جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۸ ۰۱:۰۵    نظرات: ۲۶

پس کی آیی بر منزل گاه خویش؟؟ بلبلی تشنه به لب منتظر ساز تو ام.... ...
ثبت شده با شماره ۷۴۰۱۴ در تاریخ جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸ ۰۲:۱۴    نظرات: ۳۵

مجموع ۲۲ پست فعال در ۵ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر نیلوفر (دختر پاییز)


ارشا روی تخت چوبی خوابش گرفته بود و من هم از گشنگی دل درد گرفته بودم...چندبار خواستم بیدارش کنم ولی دلم با من یکی نبود.تصمیم گرفتم خودم برای خودم غذایی دست و پا کنم .وسایل زیادی نداشت غذادرست کرد
شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۸ ۰۴:۴۳    نظرات: ۰

از دهان چه بیرون رانم که هر سخن به خودی موجب پرشور تر شدن اتش درون سینه ام می شود....و مرا در اندرون اتش بیش از پیش میسوزاند....
ای حاکم  قلب های  شکسته ....مرا بسان مرده ای بنگر که هنگ
شنبه ۲۲ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۳۶    نظرات: ۱۰

تا حالا فکر میکردم ک نباید به کسی اعتماد کنم ....فکر میکردم نباید چشمامو ببندم تا توی دره های اطرافم نیوفتم....من توی مسیر باریکی راه میرم ک دورش پر از دره های ترسناک و عمیقه....اون زیر تاریکه...چیزی
شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۴:۰۹    نظرات: ۲

 
صدف روی صندلی کنار پنجره نشسته بودو بیرون را نگاه میکرد و یکی از ان برادران عجیب در حالی که یک دستش  روی شانه صدف بود و به من نگاه میکرد بالاسرش ایستاده بود. من در حال قدم زدن و کلنجا
چهارشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۸ ۰۳:۴۰    نظرات: ۴

راهب جلوی در معبد منتظر من مانده بود.و وقتی مرا دید به سمتم آمد:((دخترم آمدی؟ بیا تو .خوش برگشتی .بیرون هوا سرد است است بیرون نمان!)) یک نگاه کلی از بیرون به معبد انداختم.این اولین بار بود که معبد این
شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۸ ۰۳:۳۵    نظرات: ۱۲
مجموع ۱۱ پست فعال در ۳ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0