سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

چنانچه دروغ می گوئید لطفا آن را زیبا بگوئید.! شاید وجدان حقیقت دلش به رحم آید.احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۱۰ مرداد

صفحه رسمی شاعر محمودرضا رافعی (رافع)


محمودرضا رافعی (رافع)

محمودرضا رافعی (رافع)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
يکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۳۷

برج تولد:

برج حوت

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۴

شغل

:
آزاد

محل سکونت

:
تهران

علاقه مندی ها

:
شعر ، داستانک ، گرافیک ، مجسمه سازی

امتیاز

:
۲۱۱۴
تا کنون 154 کاربر 607 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
سبز بودی ، خو گرفتم ، خواستم با تو بمانم

اشعار ارسال شده


( داستانکی به نظم ) شکایت کی کنم از تو  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۰۳۹۴ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۲۴

اگر در تاب بازی ها دو دل هستی که برگردی  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۰۲۷۳ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۲۱

در اولین دیدار ... ...
این شعر را ۹ شاعر ۱۴ بار خوانده اند.
بهنود کیمیائی ، بهرام معینی (داریان) ، عباسعلی استکی(چشمه) ، مجتبی شهنی ، تورج شاه علی ، محسن ابراهیمی ( غریب ) ، محمودرضا رافعی (رافع) و ۱شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۰۰۱۷۵ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۱۲

زیستن سخت است ، سهل انگار نیست ...
ثبت شده با شماره ۹۹۸۰۵ در تاریخ شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۲۰    نظرات: ۱۸

تا به دسواره ی یاری خیزی داری  ...
این شعر را ۱۰ شاعر ۱۴ بار خوانده اند.
بهنود کیمیائی ، عباسعلی استکی(چشمه) ، مهرداد عزیزیان بی تخلص ، علی مزینانی عسکری ، رضا شش بلوکی (قشقایی) ، مجتبی شهنی ، بهروز ابراهیمیان و ۲شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۹۹۶۹۴ در تاریخ سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۵۰    نظرات: ۱۶

مجموع ۱۱۹ پست فعال در ۲۴ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر محمودرضا رافعی (رافع)


خسرو پرویز همانند  بسیاری  از  شاهان که  چندین همسر داشتند  به   دختر  زیبای دیگری  به نام شیرین نیز  علاقه مند گشته  بود .  اما و
حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۰

تازه بالای لب ماهی سیاه کوچولو سبز شده بود  و صدای  دو حبابه ی او ، خبر از بلوغ زودرس می داد  .
اول صبح  ،   ماهی ی کاکل پسر ما  جلو آیینه رفت و  پولک
دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ ۱۵:۳۷    نظرات: ۱۲

داش مشتی :
آدم لوطی مسلکی بود ولی اخمو . حرف او تو محله حرمت داشت ، ولی  پای اوسا کریم که میومد وسط ،  می شد گوله ی نمک و چرب زبونییاش گل می کرد . راز و نیازش هم با بقیه ی  آدما&nb
دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹ ۰۵:۳۱    نظرات: ۷

روز رستاخیز بود و نتیجه ی امتحانات را اعلام می کردند ! جوجه اردک زشت بدلیل امتیاز پایینی که کسب کرده بود جهنمی شد . پدر و مادر جوجه اردک ، بهشتی شدند . مادر که از این خبر  ناگوار  ، فرومانده
يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ ۰۵:۳۷    نظرات: ۱۵

کاموایی بنفش :
آلاله ، همین که رج آخر ژاکت کاموایی رو کور کرد ؛ با شوق به تن کرد و از خونه زد بیرون . تنها تفریح او دیدن ویترین مغازه های بالا  شهر بود . مثل همیشه تا از اتوبوس پیاده شد ، رف
جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۴۹    نظرات: ۲
مجموع ۹ پست فعال در ۲ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0