سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

«تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.» آلبرت انیشتن

سه شنبه ۸ بهمن

صفحه رسمی شاعر سیده نسترن طالب زاده


سیده نسترن طالب زاده

سیده نسترن طالب زاده



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۶۶

برج تولد:

 سنبله

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
زن

تاریخ عضویت

:
جمعه ۷ شهريور ۱۳۹۳

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
بدون اطلاعات

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۱۵۶۷
تا کنون 449 کاربر 1864 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

اشعار ارسال شده


... ...
ثبت شده با شماره ۸۱۰۰۹ در تاریخ دیروز    نظرات: ۰

... ...
ثبت شده با شماره ۸۰۹۱۵ در تاریخ ۳ روز پیش    نظرات: ۰

... ...
ثبت شده با شماره ۸۰۸۰۷ در تاریخ ۶ روز پیش    نظرات: ۰

... ...
این شعر را ۱۰ شاعر ۱۱ بار خوانده اند.
طاهره حسین زاده (کوهواره) ، عباسعلی استکی(چشمه) ، پژمان بدری ، محمد ، پیمان اسماعیل وندی (کهخدا) ، حسین شفیعی بيدگلی ، مسعود آزادبخت و ۲شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۸۰۶۴۳ در تاریخ ۱۲ روز پیش    نظرات: ۰

... ...
این شعر را ۱۰ شاعر ۱۳ بار خوانده اند.
م فریاد(محمدرضا زارع) ، عباسعلی استکی(چشمه) ، امیر فکیر ، پژمان بدری ، ابراهیم هداوند ، سیده نسترن طالب زاده ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) و ۲شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۸۰۵۱۹ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۰

مجموع ۲۶۰ پست فعال در ۵۲ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر سیده نسترن طالب زاده


عصمت که گویی  دو سه روزیست محمدعلی را زیر چشمی میپاید
، میگوید: سلام ارباب
 
محمدعلی میپرسد: پول را به آن زن دادی
، عصمت میگوید: بله آقا، جانتان سلامت، خیلی تشکر کرد
سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۸ ۰۰:۴۱    نظرات: ۰


:دختر برای کی آواز میخونی؟
دخترک یکه خورد
برگشت و پشت سرش پسر ارباب را دید
، سبد چاییها را زمین گذاشت و بلند سلام کرد
زیبا بود!!
پانزده سالش تمام نشده بود
با چشمهای
سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ ۰۳:۳۱    نظرات: ۳


در ظرف تاریک زمان
پر بود از" او"
از تراوش حسرت
،  ایستادم
و به معاشقه ی لبریز ماه و دریا خیره شدم
، چقدر وحی موسوم جاری بود
و هوا، به اندازه ی سقوط یک پرنده ی
چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ۰۳:۱۵    نظرات: ۰

:لطفا همین رو بدین،
:همین?
بله بله
پیرمرد زیرلب میگوید
این پنجمین قرآنست
، مرد جوان به سرعت هزینه ی کتاب را پرداخت میکند و از مغازه خارج میشود،
زنگ به صدا در می اید

سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ۰۱:۱۹    نظرات: ۰

"پلیور بنفش خانم آتنا ف"
هوای کبود
بر کرکهای بنفش پلیورش نشسته بود
پیرمرد کهنه پوش برف اطراف امام زاده صالح  را پارو میزد، 
سگی بیرون محوطه میچرخید
شیر آب یخ زده بود
سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۰۶:۰۲    نظرات: ۰
مجموع ۱۸ پست فعال در ۴ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0