سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 23 ارديبهشت 1400
    3 شوال 1442
      Thursday 13 May 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت

        وداع

        شعری از

        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

        از دفتر نجوای جانسوز نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ ۱۱ روز پیش شماره ثبت ۹۸۴۱۱
          بازدید : ۱۱۹   |    نظرات : ۲۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        آخرین اشعار ناب مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

        کجا روی برادرم کجا عزیز مصطفی؟
        کجا غریب کربلا کجا عزیز مرتضی؟!
        لب تشنه ای لختی بمان ای یادگار مادرم
        آخر کجا عازم شوی ای بیقرار اندر برم؟!
        حسین عزیز مادرم بمان سکینه آمده
        برای خار و آبله گل از مدینه آمده!
        بمان برادرم بمان کنار خیمه ی علی
        خزان شده به کربلا گل چکامه ی علی!
        بمان کنار اصغرت حسین من حسین من
        برادرم برادرم ببین تو شور و شین من!
        حسین من بمان بمان به کودکان نظر نما
        سه ساله مانده در حرم از این سفر حذر نما
        بمان امیر قافله مرا چنین رها مکن
        بمان عزیز فاطمه مرا ز خود جدا مکن
        کجا روی حسین من به خواهرت خنده مزن
        به قلب من برادرم شعله ی سوزنده مزن
        بمان که عباس جوان غریب و بی نوا حسین
        دو دست او جدا حسین فتاده بی لوا حسین
        بمان که ناله میرسد ز علقمه برادرم
        صدای شیون و فغان ز فاطمه برادرم
        بمان بمان حسین من شرر به جان من مزن
        بمان و سوز عالمی تو بر جهان من مزن!
        من از مدینه آمدم در این بیابان بلا
        تو میروی حسین من من و سکینه و صلا
        بمان دمی نظر کنم به سرو قامتت حسین
        کمان به قامتم مزن تو تا قیامتت حسین
        تو میروی امیر من برادر دلیر من
        نظر نما نظر نما بر این دل اسیر من
        تو میروی امید من برادر رشید من
        حذر نما حذر نما ز گیسوی سپید من!
        تو میروی قرار من ز جان خسته میرود
        به پیش کاروان تو دلی شکسته میرود
        به تن چرا برادرم تو جامه کهنه میبری؟
        مگر به زیر مرکبان تنت برهنه میبری؟!
        به قتلگه روان چرا عزیز مادرم حسین
        چه سان تحمل آورم بگو برادرم حسین
        تو میروی حرامیان به خیمه حمله ور شوند
        خیام آل مصطفی ز کینه شعله ور شوند
        منم که صبر میکنم کنار پیکرت حسین
        چه سان نظر کنم بگو به نیزه آن سرت حسین؟!
        تو میروی و خواهرت به شام و کوفه میرود
        رقیه را کجا برم ببین شکوفه میرود
        به تشت و خیزران چه سان تو را خضاب بنگرم
        چه سان صبوری آورم بر این عذاب بنگرم؟!
        بگو حسین من بگو بگو عزیز مادرم
        بگو که صبر و طاقتم کجا روی برادرم؟!
        به کودکی خنده ی من بدیدی ای حسین من
        کنون دل از خواهر خود بریدی ای حسین من!
        حسین بمان که کاروان اسیر آبله شود
        بمان رقیه ات ببین اسیر حرمله شود
        به زینبت نظر نما غریب مادرم حسین
        شکیب زینبی بمان بمان برادرم حسین
        تو میروی شماتت زنان شام میرسد
        به عصر کربلای تو ز کوفه شام میرسد
        شام غریبان تو را چه سان صبوری آورم
        چراغ راه من بگو بی تو چه نوری آورم؟!
        غریب میروی حسین غریب و مظلوم علی
        چه سان صبوری آورم به یاد حلقوم علی؟!
        ای نور چشم مصطفی لختی بمان اندر برم
        لختی به من مهلت بده ای سایه ی روی سرم
        عباس را یاد آورم بر گو چه سان تاب آورم
        بر گو برای کودکان من از کجا آب آورم؟!
        من آمدم در کربلا تا همرهت باشم حسین
        برگو چه سان در خیمه ها دل بر رهت باشم حسین؟!
        کنون که میروی بمان فدای تار موی تو
        به جای مادرم حسین ببوسم آن گلوی تو
        کنون که میروی حسین برو به سوی علقمه
        برو که مادر آمده ببین تو روی فاطمه
        برو حسین من ولی نظر به خواهرت نما
        برو به سوی علقمه مدد برادرت نما
        برو ولی مرا ببین که قد خمیده میروم
        برو ولی نظر نما تو را ندیده میروم!
        به کوفه و به شام غم چراغ دیده میروم
        رقیه را نظر نما که با شهیده میروم
        برو عزیز مادرم برو که وقت رفتن است
        برو که وقت چله ی محرمت گرفتن است
        برو که زینب علی صبور میرود حسین
        به مجلس حرامیان غرور میرود حسین
        حسین من برو ولی مرا ز خاطرت مبر
        برو عزیز مادرم رمق ز زائرت مبر!
        برو که میرسم حسین به اربعین کنار تو
        قدم خمیده می شود سفر کند هَزار تو!
        برو که میرسم حسین کنار خاک پاک تو
        فدای قامتت شوم فدای جسم چاک تو
        ...
        مهدی بدری(دلسوز)
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۰ روز پیش
        درود بزرگوار
        ایام تسلیت
        آیینی بسیار زیبا و با شکوه بود
        دستمریزاد
        اجرتان با بی بی دوعالم خندانک
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام جناب استکی بزرگوار متشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        احسان کریمیان علی آبادی
        ۱۰ روز پیش
        درود بیکران
        لختی به لهجه اصفهانی به گمانم به معنی اندکی
        زنده و سلامت و پیروز باشید انشاالله
        خندانک خندانک خندانک
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام بزرگوار متشکرم بله ولی اینکه لهجه ی اصفهانی باشه بیخبرم زحمت کشیدین خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        ۹ روز پیش
        سلام و ادب
        و چه طولانی بود عزیز واقعا خسته نباشید

        درود بر دوست خوبم مهدی بدری عزیز

        🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام جناب خوشروی عزیز متشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        ۹ روز پیش
        درود خندانک خندانک
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        درود و دو صد بدرود خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا رحیمی
        ۹ روز پیش
        درود بر شماجناب بدری بزرگوار
        مثل همیشه زیبا بود
        موفق باشید وپیروز خندانک
        خندانک
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام بانو رحیمی متشکرم و به قول اساتید و سلامت باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        ۹ روز پیش
        سلام جناب بدری بزرگور
        شعر شما بسیار سروده
        زیبا و با احساس معنوی
        است
        دورود های بی انتها
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام بانو آهنگران مهربان متشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد  مسعود م
        ۹ روز پیش
        برو که میرسم حسین به اربعین کنار تو
        قدم خمیده می شود سفر کند هَزار تو!

        برو که میرسم حسین کنار خاک پاک تو
        فدای قامتت شوم فدای جسم چاک تو


        سوگواره ای جانسوز و زیبا
        درود بر شما دوست گرانقدر مهدی بدری عزیز
        --------------------- خندانک خندانک خندانک
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام استاد بزرگوار متشکرم سلامت و تندرست باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        ۹ روز پیش
        درود بر شما 🌷🌷🌷🌷
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام بزرگوار متشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۹ روز پیش
        سلام
        بسیار سوزناک ناب تاثیر گذار و بلند بالا
        دست مریزاد قطعا زحمات و تلاش زیادی در سرایش شعر مبذول نمودید و حتما اجرتان را از سید و سالار شهیدان خواهید گرفت
        خیلی زیبا بود خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0