سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 3 آذر 1399
    8 ربيع الثاني 1442
    • ولادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 232 هـ ق
    Monday 23 Nov 2020
      شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

      دوشنبه ۳ آذر

      قصه عشق

      شعری از

      حمیدرضا گلشن

      از دفتر شمعدانی نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۱۸۸۹
        بازدید : ۵۶   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر حمیدرضا گلشن

      عشق روزی بی خبر با قصد غارت می رسد
      قلچماقی با نقابی از لطافت می رسد
       
      لطفعلی_تنهایی ما_می شود پر پر،سپس
      عاشقی_ آغا محمد خان_ به قدرت می رسد
       
      عاشقی چاقوی تیزی به عسل آغشته است
      اولش شیرینی و بعدش جراحت می رسد
       
      عاشقی یعنی که تنهاتر شدن با دیگری
      آدم دلداده از غربت به غربت می رسد
       
      درد تنهایی یکی و درد دل دادن هزار
      چون که بعد رفتنش هر دم مصیبت می رسد
       
      یک پلان شیرینی است و مابقی اش تلخی است
      بعد از آن سریال غم قسمت به قسمت می رسد
       
      آخر قصه ثریا سهم مردم می شود
      شهریارا عاشقی زورش به ثروت می رسد؟
       
      عشق مال سفره ی خالی و دست بسته نیست
      عاشقی با جیب خالی بد به نفرت می رسد
       
      رسم دنیا بر رسیدن نیست...آه این را بفهم
      سیب سرخ عاشقی آخر به آفت می رسد
       
      #حمیدرضا_گلشن
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و غمگین بود خندانک
      فروغ فرشیدفر
      ۲ هفته پیش
      درود بر جناب گلشن گرامی🌹
      همه ی شعرهای شما رو دوست دارم.
      ساده و روان و پراز احساس هستند.
      امان ازاین " فرشته ی عذاب، عشق! " که بالاخره شعر شما رو هم کمی ناامید وغمگین کرد.
      راستی تواون مصرعی که دوتا غربت هست ،یکیش نباید قربت باشه؟🤔البته شایدهم من اشتباه میکنم.
      دلشاد باشید .
      🌹🌹🌹🌹🌹
      سیدحسن خزایی
      باسلام همون غربت درسته یعنی از تنهایی دوباره به تنهایی رسیدن
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      ۲ هفته پیش
      غزلي مدرن خواندم
      قلمتان سبز و ماما خندانک
      پرستو پورقربان (آنه)
      ۲ هفته پیش
      حقا که قصه ی عشق خوش گفتید دوست شاعر ...
      بسیار جالب و خوش محتواست غزلتان و به شیرینی تمام خواننده را مشتاق پیگیری میکند تا انتها خندانک
      هزاران درود بر صاحب این قلم توانا خندانک خندانک
      آرمان پرناک
      ۲ هفته پیش
      درود و احسنت جناب گلشن بزرگوار
      این بیت محشر بود:
      عاشقی چاقوی تیزی به عسل آغشته است
      اولش شیرینی و بعدش جراحت می رسد

      قلمتان زیبا جولان می دهد
      موفق و موید باشید
      خندانک خندانک خندانک
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      عاشقی چاقوی تیزی به عسل آغشته است
      اولش شیرینی و بعدش جراحت می رسد

      درود بیکران جناب گلشن گرامی

      بینهایت زیبا بود مخصوصا بیتی که انتخاب کردم

      به سرایی به مهر

      قلمتون نویسا خندانک
      سیدحسن خزایی
      دیروز
      بسیلر زیبا و کامل
      آخر قصه ثریا مال شخص دیگریست قشنگترهبه نظر بنده
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0