سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        حوالی طلوع....

        شعری از

        مهدي شريفي

        از دفتر کوچه پس کوچه های دلتنگی نوع شعر

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۱ ۰۴:۰۲ شماره ثبت ۸۳۰۵
          بازدید : ۲۷۰۸   |    نظرات : ۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدي شريفي

        دورد و سلام بر همه ی ادیبان ، اساتید ، سروران و رفقای نازنین و مهربانم....عذر تقصیر این برادر فقیر و حقیرتان را به دلیل این غیبت طولانی پذیرا باشید....به دست بوسی درگاه نورانی اتان آمده ام.....دست یکایک شما سروران و نازنینان و مهربانان را به مهر می بوسم و خاضعانه ترین درودهایم را پیشکش درگاه نورانی اتان می کنم....دلتنگتان همیشه بودم و هستم....درود این برادر فقیر و حقیر و ناچیزتان را پذیرا باشید.....تابعد....مهدی
         
        من به زخم ِ خویش عادت کرده ام!
        من تو را ، هر شب عبادت کرده ام!
        دست ِ شعرم در تنور ِ درد سوخت!
        واژه ای دیدم ، که خود را می فروخت!
        در دلم ، زخمی عمیق آغاز شد!
        چشمِ من ، با گریه هایش ، ناز شد!
        جای ِ شیون ، جای ِ ناله ، جای ِ سوت!
        تار می زد ، در دلم یک عنکبوت!
        آرزو در قلبِ زارم غصّه خورد!
        من دلم ، بغض ِ قناری کرد و مُرد!
        بعد از آن دیدم که قلبم لک گرفت!
        من دلم از درسِ هجران ، تک گرفت!
        قلبِ من ، غرق ِ زمستان و ذغال!
        من شبم پُر بود از عطر ِ شغال!
        ای رفیق ِ نور! ، ای همزاد ِ شور!
        خانه می سازی با سنگِ صبور!
        چشم ِ من ، رنگین کمانِ‌ خون شده!
        بغض هایم ، در گلو مدفون شده!
        صد جگر ، فریاد را خواهم کشید!
        در نگاهِ عاشقت خواهم دوید!
        تا ببینی اشک را بر گونه ام!
        بی تو می میرم! ، گل ِ بابونه ام!
        یک بغل آواز دارم ، می خَری؟!
        بقچه ای احساس دارم ، می بَری؟!
        من سه واحد درس ِ غم برداشتم!
        نمره هایم را ببین!!! ، گُل کاشتم!
        هیچ می دانی ، تن ِ فانی بد است؟!
        عشق در دلهای ِ سیمانی بد است!
        هیچ می دانی ، کجای ِ دل ، شب است؟!
        عشقِ پنهان در کجاهایش تب است؟!
        عشقِ من! ، امشب درین بازار سرد!
        می نهم سر ، گوشه ی دیوار درد!
        کاش می شد ، شمع ِ دل را آب کرد!
        کاش می شد نیّتم را قاب کرد!
        من دل ِ ویرانه ام ، بی زائر است!
        دختر غربت ، به جایم شاعر است!
        ای گُل سنگی!!! ، گناهم را ببخش!
        اشک های ِ غرق آهم را ببخش!
        روحِ خود را عین ِ کاشی می کنم!
        صحن ِ دل را ، آب پاشی می کنم!
        من دلم در حسرتِ دامان توست!
        سایه ی بالا سرم ، مژگانِ توست!
        در گلستان ِ نگاهت سر نکن!
        رحم کن!!! ، امشب مرا پرپر نکن!......
         
        مهدی شریفی ( م.اشتاد)
         
        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1