سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 12 خرداد 1399
    10 شوال 1441
      Monday 1 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        دوشنبه ۱۲ خرداد

        افکارخویش

        شعری از

        نسرین حسینی

        از دفتر Toranj نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۲۳ شماره ثبت ۷۸۶۹۸
          بازدید : ۱۴۶   |    نظرات : ۱۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر نسرین حسینی

        تا به کی پنهان شدن در پرده افکار خویش
         کی رها گردی تو ای وامانده در آوار خویش
         
         از زمانی که ندیدی تو مرا شیدای خود
         در سکوت آینه هم می کنم انکار خویش
         
         بس که محنت دیده ام از مردمان این دیار
         ترس دارم از حضور سایه و پندار خویش 
         
        بذر گل می کارم امّا خار می روید چرا ؟
        آتشی باید زنم بر شاخه شاخه خار خویش
         
        شوخ چشمی دلبرم شد سرنوشتم را نوشت
        ای دلِ عاقل نشاید شکوه ای از یار خویش
         
        مویه بنماید دلم تا کی برد زنگار خود
        سرکند عمری گران با اندک وبسیار خویش
         
        هر شبانه تا سحرها قصه دارم با قلم
        میسرایم اشک غم را دردلِ اشعار خویش
         
        آفتی در باغ ما شد جلوه ی نسرین گرفت 
        پای رفتن درگل و درمانده ام درکار خویش
                  نسرین_حسینی
        ۹
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ ۲۲:۵۱
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود خندانک
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۱۵
        درود برشما سپاسگزارم استاد گرامی
        حضور زیباتون را ارجگزارم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سید محمد حسین شرافت مولا
        جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۵۳
        با سلام و احترام
        سپاس از شعر زیبای شما
        قلم تان در اوج
        درود خداوند متعال بر شما
        یا حق
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۱۶
        درودها برشما بسیار سپاسگزارم جناب شرافت مولای گرامی
        ارجگزار حضور زیبای شما هستم
        مانا باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ ۰۸:۴۶
        بسیارعالی و زیباسرودی بود
        در پرتو نورحق تعالی
        درود .درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۱۷
        درود برشما سپاسگزارم استاد گرامی
        حضور زیباتون را ارجگزارم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسيحا الهیاری
        شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۵:۳۴
        دارم از دست میرم چاره‌ای کن بگویم باشم فقطاشاره ای کن خندانک
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۱۹
        درود برشما سپاسگزارم استاد الهیاری گرامی

        حضور زیباتون را ارجگزارم
        سپاس از ارسالی زیباتون

        ‌ کاش بر ساحل رودی خاموش
        عطر مرموز گیاهی بودم
        چو بر آنجا گذرت می افتاد
        به سرا پای تو لب می سودم
         
        کاش چون نای شبان می خواندم
        به نوای دل دیوانهٔ تو
        خفته بر هودَج موّاج نسیم
        می گذشتم ز در خانهٔ تو
         
        کاش چون پرتو خورشید بهار
        سحر از پنجره می تابیدم
        از پس پردهٔ لرزان حریر
        رنگ چشمان تو را می دیدم
         
        کاش در بزم فروزندهٔ تو
        خندهٔ جام شرابی بودم
        کاش در نیمه شبی درد آلود
        سستی و مستی خوابی بودم
         
        کاش چون آینه روشن می شد
        دلم از نقش تو و خندهٔ تو
        صبحگاهان به تنم می لغزید
        گرمی دست نوازندهٔ تو
         
        کاش چون برگ خزان رقص مرا
        نیمه شب ماه تماشا می کرد
        در دل باغچهٔ خانهٔ تو
        شور من ... ولوله برپا می کرد
         
        کاش چون یاد دل انگیز زنی
        می خزیدم به دلت پر تشویش
        ناگهان چشم ترا می دیدم
        خیره بر جلوهٔ زیبایی خویش
         
        کاش در بستر تنهایی تو
        پیکرم شمع گنه می افروخت
        ریشهٔ زهد تو و حسرت من
        زین گنه کاری شیرین می سوخت
         
        کاش از شاخهٔ سر سبز حیات
        گل اندوه مرا می چیدی
        کاش در شعر من ای مایهٔ عمر
        شعلهٔ راز مرا می دیدی
        #فروغ_فرخزاد
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ترانه ماندگار
        يکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۴۲
        سلام
        نسرین عزیز نبودی چند وقت دلتنگت بودم
        شعرت را دوبار خوندم ...
        بسیار زیبا ست
        هزاران درود ... خندانک خندانک خندانک
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۲۲
        درودها برترانه ی عزیزم
        بسیار سپاسگزارم نازنینم
        فدای دل مهربونت عزیزجان
        در دل وجانی خندانک خندانک
        سپاس که هستید ومیخوانیدم به مهر خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        يکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۴۵
        سلام
        عالی بود
        ممنون خندانک خندانک
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۲۳
        درود برشما سپاسگزارم

        استاد گرامی
        حضور زیباتون را ارجگزارم
        مانا باشید
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        وهب رنجبرکلیبی
        يکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸ ۱۳:۰۹
        سلام نسرین بانو زیباودل انگیزبود ماناباشیدبه مهر خندانک خندانک خندانک
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۲۳
        درودها برشما جناب رنجبر گرامی
        بسیار سپاسگزارم از لطف ومهرتون
        مانا باشید خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        يکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸ ۱۳:۱۳
        سلام :

        بس که محنت دیده ام از مردمان این دیار
        ترس دارم از حضور سایه و پندار خویش

        بذر گل می کارم امّا خار می روید چرا ؟
        آتشی باید زنم بر شاخه شاخه خار خویش

        درود برشما بانوحسینی عزیز
        بسیار زیبا و سر شار از احساس
        ............ خندانک
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۲۶
        درودها برشما استاد میناآباد عزیز وگرامی

        بسیار سپاسگزارم از حضور ارزشمندتون

        مفتخرم که هستید ومیخوانیدم به مهر


        دل گمراه من چه خواهد کرد
        با بهاری که می‌رسد از راه؟
        با نيازی که رنگ می‌گيرد
        در تن شاخه‌های خشک و سياه؟

        #فروغ_فرخزاد خندانک

        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۰۶
        خندانک خندانک خندانک
        درود بانو
        نسرین حسینی
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۲۷
        درودها برشما نازنین بانو قارلقی عزیز وگرامی

        سپاسگزارم از حضور سبزتون
        مانا باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        يکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸ ۲۱:۱۲
        سلام مهربانوجان درودتان
        احسنت بسیار عالی سروده اید
        دستمریزاد درپناه حق باشید
        باخانواده آمین خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0