سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 27 آبان 1398
    22 ربيع الأول 1441
      Monday 18 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        دوشنبه ۲۷ آبان

        مکر اجانب

        شعری از

        جوادعبدالمحمدی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۸۲۵۶
          بازدید : ۵۱   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر جوادعبدالمحمدی

        دیدصیادبچه قمری بردرخت 
        به مکری گفت به آن تیره بخت 
        پرنزن قمری عقاب بالای سراست 
        نروی سوی زمین روباه منتظراست 
        پرنزن به سوی جنگل جغدهانخفته اند
        نروی به دشت زیبا کفتارها گرسنه اند 
        تاکه این ترس ها به قمری شدپدید 
        لرزه افتاد برتنش همچو بید
        گفت صیادبه آن تیره بخت 
        که گرخواهی دارم جای آسوده تخت
        قمری چون شنید این کلام راازاو 
        تشکر نمودو بگفتا بر او
        که ای یار روزهای سخت 
        تویی نیکخواه من تیره بخت
        گفت صیاد به قمری ساده دل
        برودرقفس تانگردم خجل 
        به سرعت برفت قمری اندرقفس 
        وصیاد به لبخندی بست درآن قفس
        چنین باشد این روزگاراران ما
        چه بسیار اجانب ترساند ه ما 
        چنان گویند به ماوقت جنگ 
        رهاکن ناموس ووطن رابه ننگ
        ولیکن ندانند اینجا پرزشیران بود 
        که روباه وکفتاروکرکس درند 
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خندانک
        درودبرشما خندانک
        خوب بود وپیام خوبی داشت شعرتون
        گرچه مشکلات وزن وقافیه داشت خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار
        موثر و زیبا بود
        زنده باد ایران خندانک
        مسعود میناآباد
        ۲ هفته پیش

        این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
        کس نیست که این گوهر تحقیق نسفت

        هر کس سخنی از سر سودا گفتند
        ز آنروی که هست کس نمی‌داند گفت -------- خیام
        --------- خندانک
        سلام بر شما دوست گرامی
        وحيد سخايي
        ۲ هفته پیش
        آرزو میکنم برایت لبخند های ناگهانی و بی وقفه را وقتی که دل عاجز میشود از تکرار روزها و شب های پر از بغض ، آرزو میکنم برایت در پس تمام نرسیدن ها، نداشتن ها از یاد نبری رویاهای قشنگت را که هر تمام شدنی به معنای پایان زندگی نیست . . .
        درود بر شما سروده بسيار زيبايي بود .، لذت بردم ، قلمتان سبز🌹🌹💐💐
        وزن و قافيه را دريابيد خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0