سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 12 خرداد 1399
    10 شوال 1441
      Monday 1 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        دوشنبه ۱۲ خرداد

        مسخره بازی

        شعری از

        پایکوب

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ ۱۵:۰۰ شماره ثبت ۷۸۱۷۱
          بازدید : ۱۹۶۴   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر پایکوب

        صدای ارسالی شاعر:
        تو رفته بودی ولی
        زندگی باز در جریان مانده بود
        رنگ موی صورتم باز سفید مانده بود
         
        می دانم مرگ آمده بود اما
        هنوز دل گرفتار مانده بود
         
        با اینکه دل به کسی نسپرده بودی اما
        چند باری دل برایت مرده بود ..
         
        آن زمان که
        عاشقانه به خود می خندیدم
        می دیدم نصف شب مانده شادی بر روی لب
        حالا که می خندم
        چشمانی میبینم که  تا سحر مانده گریان..
         
        تو رفتی و دلت باز شاد بود
        منکه مانده بودم ماندنی
        چرا مانده بود آن آدمی که باز پشیمان بود ؟
         
        میدانم وقت رفتن لبانت باز خندان بود
        مروارید چشم هایت باز شاداب بود
         
        اما انگار نمی دانی
        شکسته تنی در این غم ها
        نمی دانی
        مانده غمی در این چشم ها
         
        برگرد که دل
        می ترسد از این تنهایی ها
        برگرد که دل
        نمی خندد به این مسخره بازی ها
         
        #جلال_ژاله
        برگرد که دل
        نمی خندد به این مسخره بازی ها
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ۲۲:۲۰
        غمگین و زیبا بود خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ۰۹:۲۵
        دلخوش شده ام از خواندن سرود شما
        درود. درود برشما
        شاعربزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۳۲

        سلام

        در حنجره ی خلق ستمدیده اسیرم
        نشنید کسی بانگ غزلهای من ای دوست
        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مسعود م
        بسیار عالی...
        درودبر شما ....... خندانک
        دعوتید به بامن بمان
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0